{“1”: “
شیلی یک چرخش سخت را انجام داده است. در یک انتخابات سرنوشتساز دور دوم ۱۴ دسامبر، خوزه آنتونیو کاست، نماینده سابق محافظهکار کنگره و رهبر حزب جمهوریخواه، با حدود ۵۸ درصد آرا در برابر چپگرا ژانت جارا به ریاست جمهوری رسید.
n
این نشاندهنده شدیدترین تغییر به راست شیلی از زمان بازگشت به دموکراسی است. بازارها آن را به عنوان یک سیگنال مقرراتزدایی تفسیر کردند: پزو و سهام تقویت شدند با انتظار قوانین کار سهلگیرانهتر، مالیاتهای شرکتی کمتر و یک فشار نظم و قانونی که بر جرم و فشارهای مهاجرتی که بر کمپین مسلط بود، متمرکز است.
n
راه کاست به لا موندا مستقیماً از میان نگرانی عمومی درباره امنیت و رشد راکد عبور کرد. پلتفرم او تعهد به «بازگرداندن نظم» را با وعدههای احیای سرمایهگذاری خصوصی، به ویژه در اطراف مس، ترکیب کرد.
n
او همچنین برخی لبههای تیز کمپینهای قبلی را برای جذب رأیدهندگان میانهراست در یک کنگره تقسیمشده تعدیل کرد. پیام بلافاصله پس از انتخابات وحدت بود، اما محاسبات سیاسی پیش رو نشاندهنده تدریجیگرایی است.
n
با این حال، کاست در جریان لغزش منطقهای رهبرانی که برند خود را بر روی امنیت و گفتمان مقرراتزدایی بنا کردند، کمپین کرد. او آشکارا نایب بوکله السالوادور را به عنوان مدلی برای مقابله با جرم معرفی کرده است و مقایسههای او با حکمرانی «سختگیر در برابر جرم» با شیلیاییهای ناامید از جرائم سازمانیافته و شوکهای مهاجرتی طنینانداز شد.
n
رئیس جمهور لیبرترین آرژانتین، خاویر میلئی، چند روز پس از رأیگیری به سرعت با کاست در بوئنوس آیرس دیدار کرد، تصویری از همسویی ایدئولوژیک در سراسر آند. با این وجود، هر یک در داخل با محدودیتهای متفاوتی روبرو هستند.
n
این زمینه سیاسی به طور طبیعی یک سؤال رمزارزی را مطرح میکند: آیا چرخش به راست، شیلی را در مسیری شبیه بوکله برای بیتکوین قرار میدهد؟
n
پاسخ کوتاه از نهادها و ساختار بازار شیلی خیر است. پاسخ طولانیتر جالبتر و مرتبطتر در سطح جهانی است.
n
شیلی السالوادور نیست – و این نکته اصلی است
n
وسوسهانگیز است که به قیاس السالوادور متوسل شویم. در سال ۲۰۲۱، رئیس جمهور نایب بوکله، بیتکوین را پول قانونی کرد، یک بیانیه سیاسی بیسابقه که هنوز هم تیتر خبرها را شکل میدهد.
n
هر چه که درباره نتایج آن فکر کنید، این اقدام از بالا به پایین و نمادین بود. مسیر شیلی به احتمال زیاد از پایین به بالا و تکنوکراتیک خواهد بود، که بیشتر توسط محدودیتهای قانونی و فنی هدایت میشود تا سیاست.
n
سه لنگر شیلی را متفاوت میکند. اول، بانک مرکزی (BCCh) سالهای اخیر را صرف انجام عکس نمایش رمزارزی کرده است.
n
این بانک تحلیلهای متین CBDC را منتشر کرده و نظام مالی باز قانون فینتک را در کنار کمیسیون بازار مالی (CMF) اجرا کرده است. این نوع تعامل نشاندهنده احتیاط است، نه مانورهای ناگهانی مانند تبدیل رمزارز به پول قانونی.
n
دوم، نظام بازنشستگی بر بازار محلی مسلط است. تا پایان سال ۲۰۲۴، صندوقهای بازنشستگی شیلی ۱۸۶.۴ میلیارد دلار نگهداری میکردند.
n
تا اواسط سال ۲۰۲۵، این رقم به بیش از ۲۰۷ میلیارد دلار افزایش یافت. تا اکتبر، به حدود ۲۲۹.۶ میلیارد دلار رسیده بود.
n
این ۲۲۹.۶ میلیارد دلار دارایی است که تنها زمانی حرکت میکند که چارچوبهای حکمرانی، ریسک، نگهداری و ارزشگذاری رعایت شده باشند. این سیستمی است که طبقات دارایی جدید را از طریق ابزارهای تنظیمشده جذب میکند، نه توییتهای ریاست جمهوری.
n
سوم، قوانین مالیاتی و انطباق شیلی در حال حاضر با رمزارز مانند یک دارایی مشمول مالیات بر درآمد رفتار میکند. این ایده را تقویت میکند که پذیرش از طریق واسطههای رسمی (کارگزاران، صندوقها، بانکها) جریان خواهد یافت، نه دستورات در پیشخوان پرداخت.
n
این زمینه کلان است. همچنین دلیل این است که مائوریشیو دی بارتولومئو، بنیانگذار مشترک و مدیر ارشد استراتژی وامدهنده بیتکوین لدن، فکر میکند «لحظه رمزارزی» شیلی هیچ شباهتی به السالوادور یا آرژانتین نخواهد داشت.
n
او به ما میگوید: «من معتقدم بعید است که بانک مرکزی شیلی و دولت جدید تلاشی برای تبدیل بیتکوین به پول قانونی در کشور انجام دهند.»
n
به نظر او، سیاست تدریجی که استفاده را عادی میکند، مناسبتر است. این میتواند شامل معافیت مالیاتی حداقلی برای تراکنشهای کوچک و اجازه روشن برای بانکها جهت ارائه خدمات نگهداری و خرید/فروش باشد.
n
هدف این است که به شهروندان و شرکتها اجازه دهد BTC را به صورت محلی و بدون ابهام قانونی نگهداری کنند.
n
مسیرها را دنبال کنید: ETFها، نگهداری بانکی و (در نهایت) بازنشستگی
n
پس چه چیزی اول روی زمین ظاهر میشود؟
n
دی بارتولومئو میگوید: «محصولات ETF محلی که به نهادهای تنظیمشده اجازه مواجهه میدهند» و به موج ETFهای بیتکوین اسپات در خارج از کشور به عنوان یک الگو اشاره میکند.
n
در ایالات متحده، iShares Bitcoin Trust (IBIT) بلکراک در ژانویه ۲۰۲۴ معاملات را آغاز کرد و به سرعت این دارایی را به مواجهه درجه سبد برای نهادهای سنتی تبدیل کرد. شیلی نیازی به اختراع دوباره چرخ ندارد؛ نیاز دارد آن را به ابزارها و توزیع محلی ترجمه کند.
n
از آنجا، عامل محدودکننده زیرساخت بانکی است. اگر بانک مرکزی و CMF یک مجموعه مجوز روشن برای نگهداری و تسهیلات در سطح بانک ایجاد کنند، دسترسی روزمره دنبال میشود.
n
این شامل یکپارچهسازی کارگزاری، بخشهای سبد اختیاری، وامدهی وثیقهای و برنامههای خزانهداری شرکتی است که میتوانند نگهداری و پوشش ریسک کنند.
n
شیلی در ساخت این چارچوبها از طریق قانون فینتک (قانون ۲۱,۵۲۱) و مقررات نظام مالی باز که در اواسط ۲۰۲۴ صادر شد، روشمند بوده است. این پایه به بانکها امکان میدهد خدمات جدید را بدون شکستن کنترلهای ریسک اضافه کنند.
n
اما در مورد فیل اتاق: بازنشستگیها (AFPها) چطور؟ دیدگاه دی بارتولومئو عملگرایانه است: بازنشستگیها وسایل نقلیه مقید به قاعده هستند، که اغلب از خرید مستقیم صندوقهای بینالمللی منع شدهاند یا در نحوه نگهداری داراییهایی که مقر شیلی ندارند محدود هستند.
n
به همین دلیل است که «فرصتهای قضایی» اهمیت دارند. او گفت اگر واحدهای ETF اسپات بینالمللی ممنوع باشند، ETFها یا ETNهای داخلی میتوانند پلی باشند که AFPها نیاز دارند.
n
حتی در آن صورت، اندازهگیری کوچک شروع میشود، محدود به استانداردهای نگهداری، روشهای ارزشگذاری، سطلهای ریسک و رفتار مالیاتی. اینها جزئیات پیشپاافتاده و حیاتی هستند که تقریباً هرگز تیتر خبرها نمیشوند.
n
ارقام نشاندهنده اهمیت هستند. یک نظام بازنشستگی که در پایان ۲۰۲۴ با ۱۸۶.۴ میلیارد دلار به پایان رسید و در طول ۲۰۲۵ به رشد خود ادامه داد، نیازی به حرکت زیاد برای مهم بودن ندارد.
n
یک بخش ۲۵ تا ۵۰ واحد پایه از طریق ابزارهای محلی به مرور زمان نمایانگر جریان بالقوه میلیاردها دلار خواهد بود. اما همچنین به این معنی است که تنظیمکنندگان قبل از حرکت اولین واحد پایه، جداسازی نگهداری، یکپارچگی منبع قیمت و نقدینگی قابل آزمون استرس را خواهند خواست.
n
موضع شیلی در مورد استیبلکوینها نیز با این تز «مسیرهای تنظیمشده» مطابقت دارد. تحلیل حقوقی امسال برجسته کرد که چگونه چارچوب قانون فینتک میتواند استفاده از استیبلکوین را به رسمیت شناخته و به سیستم رسمی هدایت کند.
n
این یک رویکرد محتاطانه است که ریسکهای دلاری شدن غیررسمی را کاهش میدهد در حالی که کنترل پولی را حفظ میکند. انتظار میرود وضوح کوتاهمدت در اینجا، رمپهای ورود سطح خرد را تسریع کند.
n
عوامل محرک، عوامل کشنده معامله و تابلو امتیازات برای تماشا
n
اگر حالت پایه این است که مسیرها اول میآیند، چه چیزی میتواند آن را سرعت بخشد یا متوقف کند؟ عوامل کشنده معامله برتر دی بارتولومئو نهادی هستند: (۱) هرگونه محدودیت بانک مرکزی بر خرید/فروش BTC داخلی، (۲) رفتار مالیاتی تنبیهی برای سرمایهگذاریهای BTC، و (۳) محدودیتها بر استفاده از استیبلکوینهای متصل به دلار.
n
هر یک فعالیت را به خارج از کشور یا به سایهها میرانند، که برعکس پروژه دهساله شیلی برای تعمیق و رسمیسازی بازارهایش است.
n
از سوی دیگر، عوامل محرک سرراست هستند: راهنمایی نگهداری بانکی، چراغ سبز تنظیمکننده اوراق بهادار برای ETF/ETNهای محلی و مسیرهای انطباق روشن برای توزیع.
n
در تابلو امتیازات سیاست، در حال حاضر حرکت وجود دارد. BCCh دو گزارش CBDC (۲۰۲۲ و ۲۰۲۴) منتشر کرده است، شواهدی از یک بانک مرکزی که معماری عمدی را به آزمایشهای جذب تیتر ترجیح میدهد.
n
CMF در حال اجرای یک برنامه نظارتی ۲۰۲۵–۲۶ است و از سال ۲۰۲۴ قوانین مالی باز را اجرا کرده است. این لولهکشی قانونی است که اشتراکگذاری داده ایمن و قابل تعامل و در نتیجه محصولات جدید را ممکن میسازد.
n
هیچ یک از اینها فریاد «پول قانونی» نمیزند.
n
و سیاست؟ پیروزی کاست، که توسط محافظهکاران منطقهای تحسین شد و با یک دوجانبه زودهنگام با رئیس جمهور لیبرترین آرژانتین خاویر میلئی دنبال شد، لحن مقرراتزدایی را تنظیم میکند.
n
اما سیستم شیلی هنوز تغییر را از طریق نهادها هدایت میکند. بازارها در واکنش به نتیجه تقویت شدند، کنگره همچنان تقسیم شده است و صد روز اول توسط آنچه دولت میتواند از طریق آسیاب قاعدهسازی پیش ببرد تعریف خواهد شد، نه آزمایشهای پولی گسترده.
n
برای کسانی که در آینده رمزارز در شیلی سرمایهگذاری کردهاند، توصیه دی بارتولومئو به طرز خوشایندی قابل آزمون است. اولین نشانهها به احتمال زیاد ثبتنامها برای ETFها یا ETNهای بیتکوین محلی خواهد بود و به دنبال آن، بانکها با قابلیتهای نگهداری و خرید و فروش اولیه، قصد خود را نشان میدهند.
n
او استدلال میکند که این درباره نمایش نیست، بلکه درباره فعالسازی رمپهای ورود معمولی است:
n
«یک سیگنال قوی برای پذیرش گستردهتر این خواهد بود که بانکها هرگونه خدمات یا محصول مرتبط با بیتکوین را ارائه دهند، یا بحثهای سیاستی حول بهروزرسانی سیاستهای بانکی برای اجازه این کار.»
n
او معتقد است این تغییر میتواند نگهداری و تراکنش محلی را بدون ابهام عادی کند. از آنجا، توجه به سمت بازنشستگیها حرکت میکند.
n
هر بخشنامهای که فهرست داراییهای واجد شرایط را گسترش دهد، یا حتی فقط استانداردهای ارزشگذاری و نگهداری را برای داراییهای دیجیتال روشن کند، درب را برای بخشهای کوچک و قابل آزمون مواجه
