بگذارید مستقیمتر بگویم.
بایننس بدون شک بهترین نقطه خروج برای پروژهها پس از راهاندازی توکنهایشان و برداشت نقدینگی است. عملکرد فاجعهبار $MON در کوینبیس میبایست هرگونه فکر پروژههای دیگر درباره دور زدن بایننس را بهکلی از بین برده باشد.
هنگامی که بازار در مورد پروژههای زنجیره BNB به اجماع میرسد، آنها در راهاندازی آلفا اولویت خواهند داشت. این بهطور طبیعی منجر به دستیابی پروژه زنجیره BNB به مقیاس خواهد شد.
راه گریزی نیست؛ نقدینگی شریان حیاتی مطلق داراییها است و بایننس، بهعنوان مرکز نقدینگی، سرنوشت اکثریت قریب به اتفاق پروژهها را تعیین و کنترل میکند.
تنها حوزه باقیمانده برای تمرکز، نوآوری حاشیهای است. نوآوری حاشیهای به چیزی اشاره دارد که جایگزین کداک میشود — نه یک کداک بهتر، بلکه تلفن همراه. از ایالتهای باستانی چین مانند چی، چین، جین و چو تا ایالات متحده و ژاپن، این نوآوریها از گروههای فرهنگی حاشیهای سرچشمه گرفته و بهطور مداوم نوآوریهای فرهنگی خارجی را جذب کردهاند.
هنگامی که شرکتهای بزرگ با این «نوآوری حاشیهای» بالقوه مواجه میشوند، کسب مستقیم بهترین دفاع است. اگر ممکن نباشد، میتوانند یک نمونه مشابه ایجاد کنند یا رقابت داخلی بین چند شرکت انجام دهند.
پس از سقوط افتیاکس، برنامه میم سولانا از اواخر سال گذشته تا اوایل امسال، تلاشی بود تا به پروژهها اجازه دهد نقدینگی را مستقیماً از طریق تراکنشهای زنجیرهای و دور زدن صرافیها برداشت کنند. در واقع، حتی اکنون نیز رویکرد ICM (بازارهای سرمایه اینترنتی) سولانا همچنان قصد انجام این کار را دارد. نام خود به وضوح نشاندهنده قصد آن است.
مهمتر از همه، از طریق میم، توسعهدهندگان سولانا اهمیت «مرتبسازی معاملات» را حتی بیشتر به وضوح درک میکنند. میتوان دید که سولانا در حال حاضر روشهای مختلف مرتبسازی را امتحان میکند و جهتگیری نهایی کنترل اجرا از طریق برنامههای ACE است.
آنها احتمالاً واقعاً انتظار نداشتند که بایننس آلفا قدرت قیمتگذاری برای داراییهای جدید را بازپس بگیرد و سپس هایپرلیکوئید کاری را که میخواست انجام دهد، انجام دهد.
هایپرلیکوئید — شاید هیچ پروژهای در تاریخ تا این حد مورد توجه بایننس قرار نگرفته باشد، حتی یونیسواپ در زمان خودش نیز نه. بنابراین، APX احیا و به Aster تغییر نام یافت و یارانههای سنگینی به معاملات اختصاص داده شد.
همانطور که قبلاً نوشتم، هایپرلیکوئید ریزساختار دفتر سفارش را بازطراحی کرد و شناسایی تراکنش را مستقیماً در مکانیزم اجماع گنجاند.
این طراحی به ظاهر ساده اما انقلابی، هایپرلیکوئید را مجبور میکند که دستور دهد گرهها باید سفارشهای لغو و فقط ثبت را قبل از پردازش سفارشهای GTC و IOC در لایه اجماع پردازش کنند.
محیط زنجیرهای، شرایط بسیار مساعدی برای بازارگردانان فراهم میکند. با این حال، نقدینگی هایپرلیکوئید هنوز در BTC متمرکز است. تلاشهای قبلی برای انتشار داراییهای جدید ناموفق بود و شرکت اکنون عمدتاً بر استفاده از Builders Coding برای توزیع نقدینگی متمرکز است تا نقدینگی و درآمد بیشتری کسب کند.
بنابراین، من اکنون بهطور شهودی واقعاً احساس میکنم که رقابت در بلاکچین به رقابت بر سر روشهای «مرتبسازی» ارتقا یافته است. و مرتبسازی مستقیماً تعیین میکند که آیا بازارگردانی امکانپذیر است یا خیر، و آیا نقدینگی میتواند بهطور مؤثر توسط طرفهای مختلف خارج شود.
