نویسنده: Climber، آزمایشگاه CryptoPulse
بر اساس آخرین اسناد SEC، اسپیسایکس قصد دارد حدود ۵۵۶ میلیون سهم را به قیمت ۱۳۵ دلار برای هر سهم منتشر کند و ۷۵ میلیارد دلار جمعآوری کند که با ارزش حدود ۱.۷۷ تریلیون دلار مطابقت دارد. همزمان، اسپیسایکس در حال ادغام موشکها، استارلینک، هوش مصنوعی، مراکز داده مداری و اقتصاد فضایی آینده در یک روایت فوقالعاده است.
برای بازار کریپتو، آنچه واقعاً شایسته توجه است، «مفهوم فضایی» نیست، بلکه تغییر در منطق قیمتگذاری سرمایه است. وقتی سرمایه شروع به تخصیص مجدد داراییها حول هوش مصنوعی، زیرساخت و اکوسیستمهای آینده میکند، کدام جهتها در بازار کریپتو از اثرات سرریز سرمایه بهرهمند خواهند شد؟
بنابراین، کدام بخشهای کریپتو میتوانند به هسته چرخه بعدی تبدیل شوند؟ این مقاله بر اساس این بزرگترین رویداد عرضه اولیه سهام در تاریخ، امکانات منطق توسعه چرخه صنعت را بررسی میکند.
I. روایت هوش مصنوعی وارد نیمه دوم میشود: بازار شروع به رقابت برای «فروشندگان بیل» میکند
در سال گذشته، روایت اصلی حول هوش مصنوعی در بازار کریپتو دو تغییر را تجربه کرده است.
در فاز اول، بازار اپلیکیشنهای هوش مصنوعی را معامله کرد. پس از انفجار ChatGPT، تعداد زیادی از عوامل هوش مصنوعی، دستیاران هوش مصنوعی، پلتفرمهای اجتماعی هوش مصنوعی و پروژههای محتوای هوش مصنوعی شروع به جلب توجه بازار کردند.
در این فاز، منطق بازار ساده بود: هرچه به کاربر نهایی نزدیکتر باشید، گرفتن ارزشگذاری آسانتر است. اما یک مشکل به سرعت ظاهر شد: مانع ورود برای خود اپلیکیشنهای هوش مصنوعی به سرعت در حال کاهش است.
وقتی یک اپلیکیشن هوش مصنوعی جدید ظاهر میشود، به راحتی تکرار میشود. پس از ارتقاء مدل، حتی ممکن است بسیاری از اپلیکیشنها مستقیماً جایگزین شوند. بنابراین، بازار شروع به درک این کرد که آنچه واقعاً در هوش مصنوعی کمیاب است، لایه اپلیکیشن نیست، بلکه ابزارهای تولید زیربنایی است.
عرضه اولیه فعلی اسپیسایکس نیز این منطق را تقویت میکند.
در ظاهر، اسپیسایکس موشک میفروشد، اما پرونده عرضه اولیه و تور ارائه بارها بر هوش مصنوعی، شبکههای محاسباتی و مراکز داده آینده تأکید میکند.
گلدمن ساکس انتظار دارد درآمد هوش مصنوعی اسپیسایکس تا سال ۲۰۳۰، ۱۰۰ برابر رشد کند که اساساً شرطبندی روی زیرساخت هوش مصنوعی آینده است. این منطق، وقتی به بازار کریپتو نگاشت میشود، به این معناست که وجوه ممکن است بیشتر به سمت پروتکلهای زیربنایی هوش مصنوعی مهاجرت کند.
اول، قدرت محاسباتی. یکی از بزرگترین محدودیتهای صنعت هوش مصنوعی در حال حاضر خود مدل نیست، بلکه منابع GPU است.
از OpenAI تا xAI، از Anthropic تا Google، همه برای منابع محاسباتی با عملکرد بالا رقابت میکنند. حتی افزایش پایدار ارزش بازار انویدیا اساساً نشاندهنده قیمتگذاری مجدد بازار برای منابع محاسباتی بود.
دنیای کریپتو داراییهای مشابهی دارد، مانند TAO. بسیاری قبلاً TAO را صرفاً بهعنوان یک سکه مفهومی هوش مصنوعی درک میکردند، اما در واقع به یک پروتکل لایه شبکه هوش مصنوعی نزدیکتر است. این سعی میکند با استفاده از مشوقهای توکن، یک شبکه باز ایجاد کند که در آن مدلها، قدرت محاسباتی و مشارکتکنندگان داده شرکت میکنند.
اگر بازار به تقویت منطق زیرساخت هوش مصنوعی ادامه دهد، چارچوب ارزشگذاری TAO ممکن است بیشتر به سمت «زیرساخت شبکه هوش مصنوعی» حرکت کند تا پروژههای اپلیکیشن معمولی.
دوم، شبکههای محاسباتی GPU. پروژههایی مانند RENDER، AKT و IO مدتهاست بهعنوان پلتفرمهای اجاره محاسباتی درک میشوند، اما ممکن است نیاز به بازاندیشی داشته باشند. آنها GPU نمیفروشند؛ آنها نقدینگی قدرت محاسباتی آینده را میفروشند.
در عصر اینترنت، سودآورترین چیز لزوماً یک وبسایت نبود، بلکه AWS بود. در عصر هوش مصنوعی، سودآورترین چیز ممکن است یک عامل نباشد، بلکه یک شبکه محاسباتی باشد.
در چرخه بعدی، ممکن است یک تغییر رخ دهد. جستجوی گذشته برای این بود که کدام محصول هوش مصنوعی viral میشود. جستجوی آینده ممکن است برای این باشد که چه کسی قدرت محاسباتی میفروشد.
سیستمهای ارزشگذاری برای این دو منطق کاملاً متفاوت است: اولی به رشد کاربران بستگی دارد، دومی به ارزش زیرساخت، و زیرساخت معمولاً چرخه طولانیتری دارد.
II. وقتی داراییهای تریلیون دلاری به زنجیره میآیند: RWA ممکن است یک نقطه شکست واقعی داشته باشد
در پشت مقیاس جمعآوری سرمایه ۷۵ میلیارد دلاری، سؤال دیگری قابل توجه است: چرا اسپیسایکس میتواند به ارزش ۱.۷۷ تریلیون دلار دست یابد؟
زیرا بازار به آینده باور دارد.
اما مسئله عملی این است که بسیاری از سرمایهگذاران عادی در واقع نمیتوانند در مراحل اولیه این داراییهای آینده شرکت کنند. این شامل OpenAI، اسپیسایکس و بسیاری از یونیکورنهای هوش مصنوعی میشود.
این بدان معناست که ممکن است یک تقاضای عظیم در آینده ظاهر شود: چگونه میتوان سرمایه جهانی را قادر به شرکت زودتر و کارآمدتر در داراییهای آینده کرد؟ و صنعت کریپتو در تلاش است این مشکل را حل کند.
در گذشته، RWA عمدتاً حول اوراق خزانه میچرخید. دلیل آن ساده است: اوراق خزانه ریسک کم، ساختار ساده و به راحتی روی زنجیره قرار میگیرند. اما جهت آینده RWA ممکن است محدود به اوراق خزانه نباشد؛ میتواند به داراییهای سهام، داراییهای سهام و حتی داراییهای غیرمشخص گسترش یابد.
اگر در آینده داراییهای بیشتری از نوع اسپیسایکس به صورت جزئی وارد بازار زنجیره شوند، به این معناست که منطق معامله داراییها ممکن است تغییر کند.
به طور تاریخی شکاف عظیمی بین بازارهای اولیه و ثانویه وجود داشته است و شرکت در داراییهای با کیفیت اولیه برای سرمایهگذاران عادی دشوار بوده است. اما اگر داراییها شروع به حرکت به زنجیره کنند، این مرز ممکن است شکسته شود.
یک مدل گردش دارایی جدید ممکن است در بازار ظاهر شود، مانند انتشار دارایی در زنجیره، معامله دارایی در زنجیره، تسویه دارایی در زنجیره، که یک شبکه نقدینگی جهانی ۲۴/۷ را تشکیل میدهد.
این تغییر ممکن است بزرگتر از دیفای باشد، زیرا دیفای ابزارهای مالی را بازسازی میکند، در حالی که RWA ممکن است خود داراییها را بازسازی کند.
بنابراین، از دید پروژهها، بزرگترین ذینفعان اولیه ممکن است پروژههای دارایی نباشند، بلکه پروژههای زیرساخت باشند. ONDO ممکن است از گسترش انتشار دارایی بهرهمند شود، LINK ممکن است از افزایش تقاضا برای دادههای دارایی بهرهمند شود، و شبکههای RWA مانند Plume ممکن است از افزایش تقاضای نقدینگی دارایی بهرهمند شوند.
بازار قبلاً توکنها را معامله میکرد؛ آینده ممکن است معامله داراییها را ببیند. هرکسی که شبکه گردش دارایی را کنترل کند، دروازه ارزش را کنترل خواهد کرد.
III. استیبلکوینها، پرداختها و DePIN: یک منطق زیربنایی جدید در حال شکلگیری است
اگر هوش مصنوعی و RWA همچنان به منطق رشد تعلق دارند، خط اصلی دیگری که ممکن است بهرهمند شود، منطق زیرساخت است.
آسانترین جنبهای که در اسپیسایکس نادیده گرفته میشود این است که موشکها هسته واقعی اسپیسایکس نیستند؛ چیزی که واقعاً ارزشمند است استارلینک است.
زیرا استارلینک ذاتاً یک کسبوکار سختافزاری نیست؛ یک کسبوکار شبکهای است.
شبکهها معمولاً ارزش بلندمدت بیشتری نسبت به محصولات دارند، زیرا محصولات میتوانند جایگزین شوند، اما وقتی یک شبکه به مقیاس میرسد، یک مانع ایجاد میکند.
وضعیت مشابهی در بازار کریپتو وجود دارد.
در آینده، صرفنظر از توسعه هوش مصنوعی، RWA یا اوراق بهادار در زنجیره، همگی در نهایت به قابلیتهای تسویه زیربنایی نیاز دارند. بنابراین، استیبلکوینها میتوانند به یکی از برندگان بزرگ واقعی در چرخه بعدی تبدیل شوند.
در گذشته، استیبلکوینها اغلب بهعنوان یک وسیله مبادله درک میشدند، اما در سالهای اخیر، به تدریج به زیرساخت مالی تبدیل شدهاند.
پرداختهای فرامرزی نیاز به استیبلکوین دارند.
اوراق بهادار در زنجیره نیاز به استیبلکوین دارند، سیستمهای اقتصادی هوش مصنوعی نیاز به استیبلکوین دارند، و گردش دارایی جهانی نیز به استیبلکوین نیاز دارد. این بدان معناست که تقاضا برای استیبلکوینها ممکن است دیگر از داخل بازار کریپتو نباشد، بلکه از دنیای واقعی باشد.
همزمان، پروتکلهای پرداخت نیز ممکن است وارد یک فاز ارزیابی مجدد ارزش شوند. بسیاری از پروژههای پرداخت مدتهاست که توسط بازار دستکم گرفته شدهاند زیرا پرداختها به نظر میرسد رشد کندی دارند.
اما اگر اقتصاد زنجیره به گسترش مقیاس ادامه دهد، خود شبکه پرداخت میتواند به یک ابر دروازه تبدیل شود.
علاوه بر این، DePIN نیز قابل توجه است.
در گذشته، بازار DePIN را بیشتر بهعنوان یک مفهوم درک میکرد، اما اسپیسایکس در واقع یک چیز را ثابت کرده است: زیرساخت دنیای واقعی میتواند به ارزشگذاریهای بسیار بالایی دست یابد.
و DePIN نیز به طور مشابه سعی میکند از مشوقهای توکن برای ساخت شبکههای دنیای واقعی استفاده کند. شبکههای بیسیم، سیستمهای نقشهبرداری، شبکههای ذخیرهسازی و شبکههای محاسباتی همه تحت این منطق قرار میگیرند.
در آینده، اگر بازار شروع به قیمتگذاری مجدد زیرساخت دنیای واقعی کند، DePIN ممکن است یک ارزیابی مجدد ارزش جدید را تجربه کند.
زیرا آنچه ممکن است در آینده بیشترین ارزش را داشته باشد، اپلیکیشنها نیستند، بلکه خود شبکه است. این برای عصر اینترنت، عصر اینترنت موبایل صادق بود و ممکن است برای عصر هوش مصنوعی نیز صادق باشد.
نتیجهگیری
اسپیسایکس مانند یک رویداد عرضه اولیه سهام به نظر میرسد، اما آنچه واقعاً منعکس میکند، مسیر جدید بازارهای سرمایه است. فاز اول سرمایهای است که به دنبال داستانها میدود، فاز دوم سرمایهای است که به دنبال زیرساخت میدود و فاز سوم سرمایهای است که به دنبال جریان نقدی میدود.
در چند سال گذشته، بازار کریپتو بیشتر در فاز اول باقی مانده است. در سالهای آینده، سرمایه ممکن است به تدریج به دو فاز آخر حرکت کند. زیرساخت هوش مصنوعی، RWA، اوراق بهادار در زنجیره، استیبلکوینها، شبکههای پرداخت و DePIN ممکن است در کوتاهمدت سریعترین رشد را نداشته باشند، اما ممکن است به منطق زیربنایی واقعی چرخه بعدی نزدیکتر باشند.
زیرا در هر انقلاب فناوری، برندگان نهایی بزرگ اغلب داغترین اپلیکیشنها نیستند، بلکه کسانی هستند که سیستمهای زیربنایی را میسازند.
