در واقع، هم رمزارز و هم هوش مصنوعی در حال انجام کاری برای «توانمندسازی» انسانها هستند، اما روشها و عمق این توانمندسازی کاملاً متفاوت است. با دقت به این موضوع فکر کنید:
1) توانمندسازی رمزارز بر چیزی به نام «حاکمیت مالی غیرمتمرکز» تأکید دارد و به افراد اجازه میدهد بدون اتکا به نهادهای متمرکز سنتی مانند بانکها، داراییهای خود را کنترل و ارزش را مبادله کنند. این روش توانمندسازی «دفاعی» است، به این معنی که گرچه بهطور سختگیرانه ضروری نیست، اما داشتن آن بهتر است. این بدان معناست که با پایبندی به اصل توانمندسازی غیرمتمرکز، صنعت رمزارز هرگز بیاعتبار نخواهد شد.
2) توانمندسازی هوش مصنوعی منجر به «تقویت نمایی بهرهوری» میشود و به مردم امکان انجام کارهایی را میدهد که قبلاً غیرممکن بود. این موضوع، سرمایهگذاری گسترده و مداوم غولهای اینترنتی را توضیح میدهد که رشد پیوسته سهام مرتبط با مفهوم هوش مصنوعی را هدایت میکند. این رویکرد توانمندسازی «تهاجمی» است، به این معنی که رشد صنعت هوش مصنوعی از قبل مسیر رشد منحنیمانند قانون مقیاس را دنبال کرده است.
این قانون به ما میگوید که رشد قابلیتهای هوش مصنوعی قابل پیشبینی، پایدار و نمایی است. میبینیم که مسابقه تسلیحاتی قدرت محاسباتی، انقلاب الگوریتمها و همهگیری گسترده کاربردهای عاملها، همگی رویدادهای آینده قابل پیشبینی هستند.
اما رمزارز متفاوت است. منطق رشد رمزارز از آربیتراژ نظارتی توسط سرمایه، به نفوذ منظم تحت تأیید مقررات تغییر کرده است. بنابراین، صرفاً از نظر رشد «وحشیانه»، نرخ رشد رمزارز در واقع، همانطور که همه درک میکنند، کندتر از هوش مصنوعی است.
اینطور نیست که رمزارز ارزشی ندارد، بلکه سرعت تحقق ارزش آن نمیتواند با سرعت تغییر جهان توسط هوش مصنوعی همگام شود.
بنابراین، رمزارز باید انتخابی انجام دهد: یا فعالانه هوش مصنوعی را بپذیرد و به زیرساخت لایه ارزشی اقتصاد هوش مصنوعی تبدیل شود، یا بهتدریج انتظارات خود را محدود کرده و خود را «کازینوایز» کند و به یک بازار مالی سفتهبازی خاص و کاملاً جدا از «ارزش» تبدیل شود.
بنابراین، پروتکل x402، پرداختهای عامل هوش مصنوعی و اقتصاد هوش مصنوعی روی زنجیره، همگی جهتهای روایی هستند که رمزارز در آنها فعالانه هوش مصنوعی را میپذیرد. اگرچه این فرآیند کند خواهد بود، اما زمانی که هوش مصنوعی تقاضاهای عظیم پرداخت و تراکنش خودکار ایجاد کند، قادر خواهد بود با رشد مقیاسشده صنعت هوش مصنوعی همگام شده و از این رو از سود رشد صنعت هوش مصنوعی بهرهمند شود.
پنجره زمانی نیز بسیار واضح است. اگر سال 2027 بهعنوان نقطه زمانی ظهور هوش مصنوعی عمومی در نظر گرفته شود، رمزارز باید قبل از آن، یک موج تعیین موقعیت و چیدمان لایه پروتکل را تکمیل کند.
دست از وسواس روی «رمزارز برای انسان» بردارید و خود را ناامیدانه در این فلسفههای دزدان دریایی محصور نکنید. به این ایده که رشد صنعت هوش مصنوعی تنها طناب نجات است، به شدت چنگ نزنید. اگر بتوانید زمانی که اقتصاد هوش مصنوعی بهطور کامل منفجر میشود، سهمی از آن به دست آورید، دیگر موفق محسوب خواهید شد.
