با قضاوت بر اساس دادههای اقتصادی متنوع منتشرشده توسط دولت ایالات متحده، اقتصاد این کشور در حال حاضر در وضعیتی عالی — بهطور استثنایی و کلاسیک قوی — قرار دارد.
با این حال، در این بستر، طی شب گذشته، از سهام آمریکا گرفته تا طلا، از نیکی گرفته تا کالاها، و پایینتر تا بازار رمزارز که بهتر میشناسیم، تقریباً همه داراییها به نظر میرسید هماهنگ عمل کرده و همزمان سقوط کردند. این سقوط بیتمایز و همهجانبه، بسیاری را فوراً به آن روزهای تحت سلطه وحشت بازگرداند.
دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ آیا درگیری خاورمیانه بالاخره بازارهای مالی را شعلهور کرد؟ آیا ترامپ بار دیگر چیزی تکاندهنده بر زبان آورد؟ یا طوفان کاملِ طولانیمدتِ در حال شکلگیری بالاخره از راه رسیده است؟
سطح ظاهری: درگیری ژئوپلیتیک، «بیانات» ترامپ، و بحران اعتماد در MAG7
هرگاه بازار سقوط میکند، اولین قربانی بیگناهی که مردم به یاد میآورند، ژئوپلیتیک است. تنشهای اخیر در خاورمیانه قطعاً یک عامل کلیدی تأثیرگذار بر احساسات بازار است. بالاخره جنگ به معنای عدم قطعیت است، و عدم قطعیت دشمن ذاتی سرمایه است. طلا و نقره، به عنوان داراییهای امن سنتی، درست قبل از سقوط به اوجهای جدیدی رسیدند، که خود منعکسکننده احساسات ریسکگریزی بازار است.
شخص دیگری که بلافاصله به ذهن خطور میکند، ترامپ است. رئیسجمهور سابق اخیراً بار دیگر شروع به اظهارنظر درباره دلار آمریکا کرد و علناً اعلام کرد که «با دلار ضعیفتر مشکلی ندارد.» با شنیدن این خبر، شاخص دلار آمریکا فوراً کاهش یافت و به پایینترین سطح در نزدیک به دو سال گذشته رسید. برای یک سیستم مالی جهانی عادتکرده به «دلار قوی»، این بیتردید یک ضربه سنگین است.
اما سوال اینجاست: آیا این تمام حقیقت است؟ اگر صرفاً درگیری ژئوپلیتیک بود، چرا حتی داراییهای امن مثل طلا نیز سقوط کردند؟ اگر فقط یک اظهارنظر واحد از ترامپ بود، آیا واکنش بازار کمی بیش از حد افراطی نیست؟
درست مانند یک فیلم معمایی، مقصر اغلب اولین شخصیت معرفیشده یا کسی که بیشتر شبیه یک شرور به نظر میرسد نیست. «مغز متفکر» واقعی در عمق بیشتری پنهان شده است.
کاربر X، @sun_xinjin، نکته جالبی را مطرح کرد و اشاره کرد که چیز جالبی مشاهده کرده است: نسبتهای قیمت به سود پیشبینیشده (P/E پیشرو) MAG7 (هفت سهام بزرگ فناوری آمریکا) شروع به کاهش کردهاند.
این ممکن است جزئیاتی کوچک به نظر برسد، اما نشاندهنده یک تغییر بزرگتر است — بازار شروع به ابراز عدم اعتماد به مخارج سرمایهای عظیم این غولهای فناوری کرده است. در طول فصل گزارشدهی سودآوری اخیر، بازار بهطور استثنایی «سختگیر» شده است. بهتر از انتظار بودن حالا معادل تنها برآورده کردن انتظارات قبلی است، در حالی که بهطور قابلتوجهی فراتر از انتظار بودن حالا معادل تنها بهتر از انتظار بودن قبلی است. اگر حتی کوچکترین جنبه نامساعدی در گزارش سود یک شرکت وجود داشته باشد، قیمت سهام آن به شدت سقوط میکند.
این امر باعث شده MAG7، همراه با شاخص گستردهتر نزدک، برای ماهها در سطوح بالا تثبیت شود. برخی میگویند این نشاندهنده محو شدن رالی حماسیای است که از MAG7 در ماه می ۲۰۲۳ آغاز شد. تمرکز اصلی بازار بهطور موقت از MAG7 دور شده و به سمت «ذخیرهسازی، تجهیزات نیمههادی، کالاهایی مانند طلا، نقره و مس، و انرژی» معطوف شده است.
پارادوکس نقدینگی بانکی و سیاست انقباضی کمی
همزمان، @sun_xinjin همچنین به مسئله عمیقتر دیگری اشاره کرد: ذخایر بانکی همچنان پایین است، و نرخهای SOFR و IORB در حال آسانگیری نیستند.
SOFR نرخ تأمین مالی تضمینشده یکشبته است و IORB سود پرداختی بر موجودی ذخایر است. شکاف بین این دو شاخص، شرایط نقدینگی در سیستم بانکی را منعکس میکند. هنگامی که این شکاف گسترده میشود، نشاندهنده تنگتر شدن نقدینگی در سیستم بانکی است.
در حال حاضر، این شکاف در حال آسانگیری نیست، و چنین تنگی، احتمال دیدن طرح سیاست انقباضی کمیِ کوین ورش، معاون جدید رئیس فدرال رزرو، را کاهش میدهد. زیرا با ذخایر بانکی که از قبل پایین است، سیاست انقباضی کمی بیشتر شبیه تخلیه آب از استخری است که از قبل تهی شده، و تنگی نقدینگی را بیشتر تشدید میکند.
اما دقیقاً مشکل همینجاست. انتظارات بازار از سیاست انقباضی کمی خود در حال افزایش بازده اوراق قرضه بلندمدت است، که به نوبه خود نرخهای وام مسکن را افزایش میدهد و در نتیجه بازار املاک و مستغلات را منجمد میکند.
این نیز دلیل آن است که هنگام مواجهه با بحران نقدینگی، سرمایه جهانی انتخاب میکند که همه داراییهای ریسکی را بدون تمایز بفروشد. این صرفاً یک «معامله حمل دلار» در حال بازگشت نیست، بلکه یک بحران نقدینگی گستردهتر است.
مسئله این نیست که پولی در بازار وجود ندارد؛ بلکه، همه پول در حال فرار از داراییهای ریسکی و هجوم به سمت دلار آمریکا و پول نقد است. همه در حال فروش همه چیز هستند فقط برای مبادله آن با پول نقد دلار آمریکا و نقدینگی. این هسته واقعی این سقوط جهانی داراییها است — تغییری در اشتهای ریسک جهانی و یک فرآیند کاهش اهرم مالی که توسط روایت عدم پایداری مالی برانگیخته شده است.
آیا ۳۱۲/۵۱۹ تکرار خواهد شد؟
آیا این میتواند یک «۳۱۲» یا «۵۱۹» جدید باشد؟
بیایید تاریخ را مرور کنیم:
۳۱۲ (۲۰۲۰): در آن زمان، شیوع جهانی کووید-۱۹ یک بحران نقدینگی بیسابقه جهانی را برانگیخت. سرمایهگذاران همه داراییها را فروختند تا دلار آمریکا به دست آورند، و بیتکوین در عرض ۲۴ ساعت بیش از ۵۰٪ سقوط کرد. این از نظر منطق زیربنایی بیشترین شباهت را به بحران نقدینگی که اکنون تجربه میکنیم دارد — هر دو ناشی از تقاضای شدید برای نقدینگی دلار آمریکا به دلیل عوامل کلان بیرونی هستند.
۵۱۹ (۲۰۲۱): عمدتاً توسط سیاستهای نظارتی چین برانگیخته شد. این یک سقوط معمولی بود که توسط یک اقدام نظارتی قوی و واحد هدایت میشد، و تأثیر آن نسبتاً درون صنعت رمزارز متمرکز بود.
در مقایسه، وضعیتی که اکنون با آن روبرو هستیم بیشتر شبیه ۳۱۲ است. نقدینگی کلان در حال تنگتر شدن است. سرمایه جهانی در حال خروج از داراییهای ریسکی برای پر کردن شکافهای نقدینگی است. در چنین سناریویی، رمزارزها، به عنوان «اعصاب محیطی» داراییهای ریسکی، طبیعتاً اولین ضربه را متحمل میشوند.
با این حال، بازار گاوی کنونی رمزارزها مدیون سیاستهای دوستانه پس از آغاز به کار ترامپ است. اما هیچ یک از ما نمیتوانیم پیشبینی کنیم که ترامپ فردا چه خواهد گفت. در یک ساختار بازار از قبل شکننده، حتی یک اظهارنظر نسبتاً غیردوستانه نیز میتواند قدرتی مخرب مشابه ۵۱۹ آزاد کند.
تأثیر حباب هوش مصنوعی
بازگشت به سوال اولیه. دلیل واقعی پشت این سقوط جهانی داراییها چیست؟
این درگیری ژئوپلیتیک نیست، نه اظهارات ترامپ است، و نه برخی «معاملات حمل دلار»، بلکه یک تغییر پارادایم در بازار است.
رالی حماسی که از می ۲۰۲۳ آغاز شد، بر پایه روایتهای «انقلاب هوش مصنوعی» و «سهام فناوری شکستناپذیر» بنا شده بود. اما اکنون، این روایتها مورد سوال قرار گرفتهاند. بازار شروع به پرسش کرده است: آیا این مخارج سرمایهای عظیم واقعاً میتوانند بازدهی متناظری ایجاد کنند؟
در همین حال، بازار اوراق قرضه بلندمدت در حال ارسال سیگنالهایی به ما است: عدم پایداری مالی دیگر یک مسئله نظری نیست، بلکه یک مسئله عملی است. بازار باور ندارد که کاهش نرخها بتواند این مشکل را حل کند، زیرا ریشه نه در نرخها، بلکه در سیاست مالی نهفته است. بازار از قبل شروع به آمادهسازی برای «عصر پسا-خوشبینی» کرده است، و متوجه شده که محیط اقتصادی کنونی با دادههای چشمگیر ممکن است از قبل اوج این چرخه باشد.
در این بستر، رمزارزها، به عنوان نمایندگان داراییهای ریسکی، اولینهایی هستند که فروخته میشوند، اما این تازه آغاز ماجراست.
در نهایت، این ممکن است فرصتی برای ارزیابی مجدد تخصیص دارایی باشد. وقتی همه در حال فروش وحشتزده هستند، فرصتهای ارزش واقعی ظاهر میشوند. اما شرط لازم این است که مهمات کافی برای زنده ماندن تا آن زمان داشته باشید.
