آیا زنجیره عمومی آرک سرکل واقعاً میتواند بازار بزرگ مِمها را مانند زنجیره رابینهود ایجاد کند؟
زنجیره عمومی خودساخته سرکل، آرک، بالاخره راهاندازی شد و هیاهوی قابل توجهی ایجاد کرد. در شب راهاندازی، دهها پلتفرم راهاندازی آماده شروع فعالیت بودند و پس از راهاندازی، توکنهای مِم مانند LONG و TOLLY به سرعت فعالیت بازار را تحریک کردند. حدود دو ساعت پس از راهاندازی نسخه اصلی آرک، مجموع USDC روی زنجیره ۳۷۲ میلیون دلار رسید که حدود ۰٫۵٪ از کل عرضه USDC را تشکیل میدهد.
حساب رسمی آرک در پلتفرم اکس پیشنمایشی منتشر کرد و اعلام کرد که یک سیستم اقتصادی قدرتمندتر در راه است. همچنین آرک راهاندازی زنده نسخه اصلی را در نیویورک برگزار خواهد کرد.
با الگوی هیاهوی مِم در دو ماه اول زنجیره رابینهود، انتظار میرود آرک نیز عملکرد خوبی داشته باشد؛ اما با وجود آمادهبودن تمام نقشها و سرمایهها، آیا اثر ثروتسازی واقعاً تحت ژن انطباقپذیری سرکل پس از اقدامات کوتاهمدت مضربی پایدار خواهد ماند؟
ارزهای دیجیتال اینقدر هیجانزده نبودهاند که این مدت طولانی فراموش شده است.
با تمرکز توجه بازار بر اوجگیری هوش مصنوعی و روندهای بازار سهام سنتی، ارزهای دیجیتال اینقدر زنده یا حتی هیجانزده نبودهاند که این مدت طولانی فراموش شده است.
آخرین باری که فضایی پُرتحرک وجود داشت، پس از راهاندازی زنجیره عمومی خود رابینهود (رابینهود چین) بود؛ اما آنچه این بار آرک را متمایز میکند این است که بسیاری از بازیگران پیش از زمان، بر اساس الگوی رابینهود چین، اقدام کردهاند.
مشخصترین نشانه این است که تعداد پلتفرمهای راهاندازی حتی از تعداد سکههای جدید بیشتر است. پلتفرمهایی مانند Tolly، Warp و ArcPad در شبکه آزمایشی استراتژیهای خود را اعلام کردهاند و کیفپولها، صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) و ابزارهای بینزنجیرهای به تدریج فعال میشوند. حتی پیش از باز شدن نسخه اصلی، دهها پلتفرم راهاندازی در حال فعالیت بودند. توکنهای مِم روی زنجیره آرک پیش از راهاندازی نسخه اصلی مورد انتظار قرار گرفته بودند و آموزشهای مختلف مشارکت در فضای اینترنت پخش میشد.
کمبود «تراشه» مستقیماً به افزایش پремیوم USDC منجر شده است؛ پремیوم USDC روی زنجیره آرک تا ۱٫۸ برابر رسیده است؛ یعنی سرمایهگذاران خرد حاضرند فقط برای داشتن تراشه در لحظه راهاندازی نسخه اصلی، ۸۰٪ اضافی بپردازند.
صرافیها و ارائهدهندگان زیرساخت نیز بسیار فعال هستند. کیفپولها و زیرساختهای معاملاتی مانند Binance Wallet، OKX، Bitget، Gate، MetaMask و Upbit از ابتدا اعلام پشتیبانی کردند. افشای رسمی اکوسیستم روز اول نیز شامل پروتکلهای DeFi مانند Aave، Uniswap، Aerodrome، Morpho و ارائهدهندگان خدمات پرداخت با استیبلکوین مانند Rain، Thunes و Wirex است؛ نهادهایی مانند BlackRock، DTCC و Standard Chartered نیز در زمینه داراییهای توکنیشده، ارزهای خارجی، نگهداری و تسویه حساب همکاریهای خود را پیش میبرند.
هیاهوی اطراف آرک حتی به مدتی رأیگیری درباره «قانون کلیر» — که ساختار کلی بازار ارزهای دیجیتال را تحت تأثیر قرار میدهد — را فراموش کرد. همزمانی راهاندازی نسخه اصلی آرک با رأیگیری درباره «قانون کلیر» این سؤال را مطرح میکند که آیا این هماهنگی عمدی بوده یا صرفاً اتفاقی؟
پس از اقدامات کوتاهمدت مضربی، آیا آرک واقعاً میتواند اثر ثروتسازی زنجیره رابینهود را تکرار کند؟
اما با انتظارات بالا و آمادهبودن پیشتر تمام نقشها و سرمایهها، آیا آرک میتواند اثر ثروتسازی مشاهدهشده در زنجیره رابینهود را ادامه دهد؟
زنجیره رابینهود در دو ماه اول فعالیت خود هیاهوی زیادی ایجاد کرد و تراکنشهای روی زنجیره بهطور مداوم رکوردهای جدیدی را شکستند. بسیاری از بازیگران که از زنجیره رابینهود عقب ماندند، امید خود را به آرک میبندند؛ بنابراین جرمی آلیر، همبنیانگذار سرکل، به حمایت روز اول از پلتفرمهایی مانند FOMO پاسخ داد که بازار آن را نشانهای از بازبودن به فعالیتهای مِم تفسیر کرد.
اما در حال حاضر، درباره اینکه آیا آرک فعالیتهای مِم قابل توجهی را ادامه خواهد داد، بسیاری از صداهای توئیتر و جامعه خوشبین نیستند.
در ظاهر، هم آرک و هم زنجیره رابینهود، نهادهای مالی سنتی بزرگی هستند که وارد فضای بلاکچین شدهاند و روایتهایشان حول ادغام TradFi و DeFi و ارائه زیرساخت مالی روی زنجیره متمرکز است.
با این حال، این بار تفاوتهای زیادی وجود دارد. فراتر از اغراق در روایت، عامل مهمتر این است که ژنهای آرک و زنجیره رابینهود در واقع متفاوتاند.
زنجیره رابینهود توسط صرافیها و پایگاه گسترده کاربران خرد پشتیبانی میشود و بیشتر فعالیتهای زنجیرهای آن ناشی از فعالیتهای مِم است. پژوهشگر رمزارز هوآتیان (@tmel0211) اشاره کرده که این امر بهطور جداشدنی از ژن کارگزاری رابینهود و بازبودن آن به مِمها و توکنسازی ناشی میشود؛ درحالیکه این امر برای سرکل نامشخص است.
تفاوت ARC و زنجیره رابینهود در ژن نهادی و انطباقی آنهاست. بسیاری از بازیگران جامعه معتقدند که در مقایسه با زنجیرههای عمومی تتر مانند پلاسما و استیبل که هدفشان ایجاد سناریوهای پرداخت و تسویه است، ژن و اهداف این نهادهای متمرکز بر استیبلکوین و پرداخت کاملاً متفاوت از کارگزاریهایی است که بر جذب ترافیک و گرمای معاملاتی تأکید دارند. تاریخچه نشان میدهد که چنین زنجیرههای عمومیای فعالیت گسترده مِم را تجربه نکردهاند.
علاوه بر این، اگرچه زنجیره رابینهود ظاهراً پویا به نظر میرسد، اما در بازار مِم تنها تعداد اندکی از مِمها واقعاً موفق میشوند و تعداد کمی از افراد از سpekولاسیون مِم سود میبرند؟ اگرچه بیشتر افراد داستانهای ثروتزایی پانس را به یاد دارند، اما فراموش میکنند که بسیاری با شکستهای مکرر پیشگامان اولیه «حقالتحصیل» پرداختهاند.
آیا عصر ورود همه به زنجیرههای عمومی به پایان رسیده است؟
در مقایسه با اثرات کوتاهمدت احتمالی بازار و ثروتزایی در آغاز راهاندازی ARC، بحث ارزشمندتر درباره تغییرات ساختاری پنهان در پسپرده است.
نهادهای مالی سنتی و غولهای استیبلکوین در حال ورود به این فضا هستند: رابینهود زنجیره خود را راهاندازی کرده، سرکل ARC را میسازد و تتر نیز شبکههای تسویه خود یا مرتبط را پیش میبرد. ARC بهویژه نمونهای نمایان است؛ لیست تأییدکنندگان بنیانگذار آن تقریباً شامل نامهای برجسته مؤسسات والاستریت است: بلکراک، ویزا، مسترکارد، DTCC (شرکت اعتماد و تسویه ذخیره)، ICE (شرکت مادر بورس اوراق بهادار نیویورک)، گلکسی و استاندارد چارترد.
برای کل صنعت رمزارز، این امر نشاندهنده تغییر منطق تسخیر ارزش از «صدور توکن و روایتگری» به «اجراي کسبوکار واقعی» است. در مورد خود زنجیرههای عمومی، تأثیر حتی مستقیمتر است: در چند چرخه اخیر، زنجیرههای عمومی گرمترین مسیر طلاجویی بودند؛ تقریباً همه روی لایه ۱/لایه ۲ کار میکردند بدون اینکه سناریوهای کاربردی مشخصی وجود داشته باشد و این امر منجر به اشباع شدید زنجیرههای عمومی شده است. اکنون گردش استیبلکوینها، تسویههای نهادی و ورود مطابق با مقررات به مزیتهای رقابتی اصلی تبدیل شدهاند و حمایت مستقل یک زنجیره تنها با مزیتهای فنی دشوارتر میشود.
از ابتدای امسال، تعدادی از پروژهها از جمله اسکرول، هارمونی، مونبیم، ساگا، لیسک، شبکه سکرت، سوفون، همچنین لوپرینگ، دنگو، DFK Chain و سایرین بهطور متوالی تعطیل یا دگرگون شدهاند — از پروژههای ZK برقرارشده تا زنجیرههای عمومی ماژولار — و بهطور جمعی از صحنه زیربنایی خارج شدهاند. فضای بقا برای زنجیرههای عمومی عمومی بهسرعت فشرده شده است. آنچه باقی مانده، زنجیرههای عمومی «واقعگرا»ای است که همراه با سناریوها و کاربران واقعی هستند. عصر ورود همه به زنجیرههای عمومی احتمالاً پایان یافته است.


