بهترین معاملهگر AJC، چهارمین نفر در ردهبندی فومو، منطق معاملاتی زنجیره رابینهود را آشکار میکند
نویسنده اصلی: threadguy
تدوین شده توسط|اُدِیلی پلنِت دیلی آزوما
یادداشت سردبیر: این مقاله مصاحبه ویدیویی انحصاری با AJC، چهارمین استاد مِم در ردهبندی سود کل فعلی فومو است که توسط میزبان وبلاگ threadguy انجام شده است. AJC همچنین پژوهشگر مرکز تحقیقات بلوكورکس است و قبلاً بینشهای عمیقی درباره بازار ارائه کرده است.
در این اوجگیری بازار زنجیره رابینهود، AJC یکی از کمتعداد معاملهگران برتر با دستاوردهای عمومی است که حاضر به اشتراکگذاری استراتژیهای واقعی خود با بازار شده است. در این مصاحبه، AJC نهتنها تجربیات عملی خود را بیان میکند، بلکه موضوعاتی مانند «طلوع زنجیره رابینهود»، «PONS در مقابل PUMP» و «جفتبندی سهام و مِم» را نیز تحلیل عمیقی ارائه میدهد.
محتوای زیر مربوط به ویدیوی مصاحبه است که توسط اُدِیلی پلنِت دیلی تدوین شده است.

نقاط برجسته در دوره معاملاتی
(صحبتهای ابتدایی حذف شده است)

میزبان (threadguy): اول از همه، تبریک میگوییم — این قطعاً لحظه برجسته شماست. ما همین الان حساب FOMO شما را بررسی کردیم و داراییهایتان به نزدیک ۳ میلیون دلار رسیده است (در زمان انتشار این مطلب، این رقم به نزدیک ۵ میلیون دلار نزدیک شده است)، هرچند بیشتر آن هنوز سود غیرنقدی است.
AJC: هاها، در واقع من همواره در حال برداشت وجه هستم. بهتدریج فروش انجام میدهم، اما نوع شخصیتی نیستم که تمام موقعیت خود را در اوج قیمت بهطور یکجا خالی کنم.
بنابراین عموماً هر بار که اپلیکیشن فومو را باز میکنم، ممکن است حدود ۱۰۰۰ دلار PONS را بفروشم.
میزبان: خوب، باید اعتراف کنم که شما از من بهترید. اکنون در ده نفر برتر ردهبندی قرار دارید. آیا میتوانید درباره تجربیات خود در ماه گذشته به ما بگویید؟
همیشه فکر میکردم شما قضاوتگری تیز، دقیق و معاملهگری قوی هستید، اما این بار واقعاً بهنظر میرسد که موج بازاری نسلی را بهدست آوردهاید.
AJC: خوب. صادقانه بگویم، همه اینها به زنجیره رابینهود برمیگردد.
باید اعتراف کنم که اولین موج بازار پس از راهاندازی زنجیره رابینهود را از دست دادم. در آن زمان، شرکت مِساری توسط بلوكورکس خریداری شد و من مشغول ادغام در آنجا بودم و کمتر معامله میکردم.
من از قبل میدانستم که زنجیره رابینهود حتماً موفق خواهد شد، اما در ذهنم گفتم: «هنوز وقت هست؛ این چیز سریع بالا نخواهد رفت.» سپس ولاد (همبنیانگذار و مدیرعامل رابینهود) ناگهان تمرکز خود را روی کشکت قرار داد و وضعیت کاملاً تغییر کرد.
خوشبختانه فرصت دیگری پیش آمد — پلتفرم نوکسا بهطور غیرمنتظرهای تعطیل شد که معادل رها کردن «درخت پول» خود توسط آنها بود. در آن لحظه، من مشاهده کردم و فکر کردم: رابینهود واقعاً به این زنجیره اهمیت میدهد، که این موضوع از شبکههای اجتماعی ولاد نیز قابل مشاهده است؛ این یک لحظه گذرا نیست.
بسیاری از افراد اینجا بهدلیل تفکر ذاتیشان گرفتار شدند، چون صنعت ارزهای دیجیتال شاهد پروژههای بیشماری از زنجیرههای عمومی بوده که بدون نتیجه به پایان رسیدهاند، اما رابینهود موجودی کاملاً متفاوتی است.
پس من به بررسی پلتفرم راهاندازی (لنشپد) روی این زنجیره پرداختم و فهمیدم که علاوه بر نوکسا، دادهها و انرژی بازار برای پونس بهترین است. در آن زمان من کاملاً بیرون از بازی بودم و فقط به رشد ارزش بازار آن تا حدود ۱۸ میلیون دلار نگاه میکردم.
سپس برایان تصویر پروفایل خود را به آواتار کلاسیک مِیم تغییر داد…
میزبان (قطع کننده): هاها، یادم میآید، مستقیماً تمام توکنهای مِیم را فرو ریخت.
اجیسی: درست است! واقعاً شگفتانگیز بود؛ من در حال نظاره بازار بودم و ارزش پونس در یک روز ۸۰ درصد کاهش یافت. آنگاه فکر کردم: خب، الان زمان مناسب است!
تصمیم گرفتم شرط ببندم. چون قبلاً تعیین کرده بودم که بهترین پلتفرم راهاندازی روی زنجیره رابینهود باید ارزش بازاری در حد نُه رقمی داشته باشد، درحالیکه ارزش آن به ۴ میلیون دلار افتاده بود، اما همچنان رهبر مطلق باقی مانده بود. بدترین سناریو این بود که ۲۵ هزار دلار ضرر کنم، اما نسبت ریسک به بازده آنقدر جذاب بود که نباید از دست داد.
فرآیند بعدی نیز پر از پیچوخم بود؛ ارزش پونس به ۶۰ میلیون دلار رسید و سپس دوباره به ۱۰ میلیون دلار کاهش یافت. در طول این فرآیند، من حتی یک توکن از آن را فروش نکردم. در آن زمان، پلتفرمهای راهاندازی مختلف روی زنجیره رابینهود با یکدیگر رقابت شدیدی داشتند، اما در نهایت پونس پیروز شد. من معتقدم یکی از دلایل کلیدی پیروزی نهایی پونس این است که واقعاً توکن اختصاصی خود را دارد که بعداً میتوانیم در این مورد جزئیات بیشتری را بررسی کنیم.
در دو هفته گذشته، بازار شروع به ارزیابی مجدد آن کرده است. من تقریباً همهوقت آن را زیر نظر داشتم، نمودارها را رصد میکردم و شاهد تحقق تدریجی پیشبینیهایم بودم.
پس این دوره واقعاً بسیار آشفته بود، اما از سوی دیگر، کارهای واقعاً سخت قبلاً انجام شدهاند. اکنون وضعیت تقریباً تنها نشستن و تماشای رشد ادامهدار «خوکچهپولی» من است.
مسیر موفقیت زنجیره رابینهود
میزبان: من قبلاً در گروه تلگرام اشاره کردم — در حوزه ارزهای دیجیتال، اغلب «مزیت نخستورودی» در واقع نوعی مجازات است. برای مثال، پلتفرمهای اولیه NFT و وکتور و غیره، نمونههای بیشماری وجود دارد — اگر خیلی زود شروع کنید، رقبای بعدی نهتنها میتوانند از شکستهای شما یاد بگیرند، بلکه اغلب جسورانهتر در شرطبندی عمل میکنند و تمایل بیشتری به ریسکپذیری دارند.
صادقانه بگویم، وقتی زنجیره رابینهود اولین بار راهاندازی شد، کاملاً نگرشی «خب، مهم نیست» داشتم — با نگاهی به عقب، آن فکر واقعاً بیمعنی بود. چون رویکرد رابینهود واقعاً جالب است. اگر زنجیرههای صرافیهای متمرکز دیگر کمی دیرتر راهاندازی میشدند، احتمالاً استراتژیهای مشابهی را نیز اتخاذ میکردند.
رابینهود با برنامهای بسیار دقیق وارد شد، فرهنگ زنجیرهای را کاملاً پذیرفت، مکانیزم توکنهای مِیم را بهطور عمیق درک کرد و هر قدمی مانند یک حرکت نظامی دقیق و بدون اشتباه بود؛ بدون بازاریابی مزاحم (سهباره شیل)، بدون مشکلات عجیب در اجراییسازی… تمام اشتباهات پایهای که بارها و بارها هنگام ساخت محصولات زنجیرهای توسط غولهای وب۲ دیدهایم، رابینهود کاملاً از آنها دوری کرد. حتی در تماس سودآوری، نگرش «شیرین و ملایم» آنها نسبت به کشکت کاملاً محاسبهشده بود. آیا این رویکرد کلی واقعاً شما را شگفتزده کرد یا اینکه از نظر منطقی قابل پیشبینی بود؟
اجیسی: ترکیبی از هر دو. اولاً، رابینهود یک غول عمومی بسیار بزرگ است. اگر قصد موفقیت زنجیره خود را جدی بگیرد، تمام منابع و کارتهای برتر لازم برای محققسازی آن را در اختیار دارد.
با این حال، پذیرش کامل آنها از فرهنگ بومی زنجیرهای «دِجن» در ابتدا برای من غافلگیرکننده بود. اما با تأمل بیشتر، کاملاً منطقی است، نه؟ به سال ۲۰۲۱ برگردید؛ چرا دوج و شیب کاملاً منفجر شدند؟ محرک اصلی رابینهود بود. پایگاه کاربری آنها بهطور طبیعی در برابر داراییهای با نوسان بالا بسیار پذیراست.
پس من معتقدم از این دیدگاه، فعالسازی عمیق این ویژگی منطقی است. شاید واقعاً باید به تیم رابینهود افتخار کنیم — آنها خلأ عاطفی موجود در بازار را با ظرافتی شگفتانگیز شناسایی کردند. در آن زمان، بازیگران زنجیرهای عموماً از صرافیهای اصلی و زنجیرههای عمومی جدید ناراحت بودند؛ همه احساس ترک و نادیده گرفتهشدن میکردند و کسی واقعاً به سرمایهگذاران خرد توجه نمیکرد.
در نتیجه، در این لحظه، تأثیرگذارترین پلتفرم معاملاتی خرد برای نسل جوان آمریکا با زنجیره خود وارد شد و بهصورت گرم این بومیان زنجیرهای را پذیرفت. در آن لحظه، همه فکر کردند: «وای!» بنابراین، انتخاب این مسیر ورود واقعاً غیرمنتظره بود، اما از نظر منطقی، موفقیت زنجیره رابینهود غافلگیرکننده نیست.
این دوره مِیم کجاست؟
میزبان: در حال حاضر چگونه موقعیتهای فعال سبد سرمایهگذاری خود را مدیریت میکنید؟ نظر شما درباره انفجار اکوسیستم رابینهود در دو هفته گذشته چیست و این اکوسیستم در کدام مرحله از تکامل روایی کلی قرار دارد؟ دقیقاً در کدام نقطه از چرخه هستیم؟
AJC: پیشبینی دقیق آن دشوار است. نقطه قوت شخصی من در احساس ظریف «نقطه عطف آغاز چیزی» است، اما پس از اینکه بازار واقعاً روند صعودی پیدا میکند، معمولاً من فقط با جریان حرکت میکنم و از این سواری لولهای لذت میبرم، که اغلب منجر به بازگشت سود (حرکت دورهای) میشود؛ همیشه اینگونه بودهام.
پس شاید من معتبرترین شخص برای پاسخ به سؤال «سقفزدن» نباشم، اما فکر میکنم این موج را کاملاً میتوان با سولانا در چهارمین فصل ۲۰۲۳ یا بِیس در اولین فصل ۲۰۲۴ مقایسه کرد — این یک اکوسیستم کاملاً جدید است که تازه ظهور کرده و آنچه پس از آن میآید، احتمالاً روند صعودی بلندمدت و پایداری خواهد بود، نه یک بازار کوتاهمدت و گذرا؛ در حال حاضر احتمالاً تنها پیشدرآمد آن را شاهدیم.
البته من در اینجا سرمایهگذاری سنگینی انجام دادهام و طبیعتاً امیدوارم این سناریو محقق شود، اما واقعاً نمیتوانم باور کنم که اگر رابینهود واقعاً قصد داشته باشد تمام داراییهای سهام آمریکایی موجود در پلتفرمش را به زنجیره منتقل کند و دروازهی دیفای واقعی را کاملاً باز کند، این زنجیره فقط یک پدیدهی گذرا باشد؟
من یک پادکست ولاد را تماشا کردم و هدف او توکنسازی تمام دستههای دارایی در بازار سهام آمریکا، اشیای جمعآوریشدنی و حتی تمام محتویات سبد سرمایهگذاری شما در زنجیره است. و این اقدامات بزرگ هنوز واقعاً اجرا نشدهاند! از آنجا که این حرکات بزرگ هنوز منتشر نشدهاند، برای من سخت است که باور کنم زنجیره رابینهود از پیش به اوج رسیده است.
البته در روزهای اخیر، توکنهای مِیم و سهام مرتبط واقعاً کمی دیوانهوار بودهاند. یادم میآید دیروز درآمد رابینهود چین در یک روز حدود سه میلیون دلار بود که مستقیماً بسیاری از L2های اتریوم اصلی را پشت سر گذاشت.
بنابراین در کوتاهمدت، به دلیل روند سریع صعودی قبلی، امکان مشاهدهی سقف موقتی کاملاً وجود دارد، اما من بهطور محکم باور دارم که اگر بازار ارزهای دیجیتال بهطور کلی وارد بازار گاوی شود و وضعیت دیگر متوقف نباشد، آلفای واقعی و صحنهی اصلی مبارزه قطعاً روی زنجیره رابینهود خواهد بود.
سوغورت توزیع خردهفروشی آن واقعاً بسیار گسترده است. افراد عادی که از مکانیزمهای پیچیدهی جهان رمزارز اطلاعی ندارند، بهطور طبیعی به تأیید رابینهود اعتماد میکنند. آنها توکنهای سهام آمریکایی در زنجیره را میبینند و احساس امنیت و تمایل به امتحان کردن میکنند؛ و اکوسیستم وامدهی، معامله و مشتقات مِیم ساختهشده بر روی این داراییها بهطور طبیعی بهخوبی ادغام خواهند شد.
پس نتیجهگیری من این است که اگرچه یک افزایش کوتاهمدت ممکن است منجر به تثبیت یا سقف محلی کوچکی شود، اما هیچگاه وضعیتی رخ نخواهد داد که «پس از رسیدن به اوج، سرمایهها مانند پرندگان و حیوانات پراکنده شوند و همه به زنجیرههای قدیمی بازگردند». اگر به بازار رمزارز در ۶ تا ۱۲ ماه آینده اعتماد دارید، حتماً باید سهم بزرگی در زنجیره رابینهود اختصاص دهید؛ این بهترین راهحل برای بهرهمندی از این دوره از سود است.
PONS در مقابل PUMP
میزبان: اجازه دهید یک توضیح کاملاً غیرضروری بین بگذارم و سپس ادامه دهیم. متوجه شدم که اتریوم اصلی بهظاهر تنها حدود ۴۰۰۰ دلار در روز از طریق زنجیره رابینهود تولید میکند. این واقعاً نشاندهندهی وضعیت فاجعهبار L2هاست. اما این موضوع مهم نیست.
بازگشت به موقعیتها: شما سهم عظیمی از PONS دارید. در واقع، تنها چند ماه پیش من نیز علاقهی شدیدی به اکوسیستم زنجیرهای، بهویژه Pump.fun پیدا کردم. در آن زمان، توکنهای پلتفرم Anon و Cash هر دو به سقف بازار نهرقمی رسیدند و واکنش اولیهی من این بود: «دنیای زنجیرهای در آستانهی دیوانگی کامل قرار دارد؛ توانایی Pump در جذب سرمایه بیش از حد اغراقآمیز است.» سولانا بهوضوح از این روند سود برده است، اما من واقعاً دوست ندارم SOL را بهصورت اسپات نگه دارم، بنابراین Pump و Anon را خریدم.
با شکستن بیتکوین، کل اکوسیستم بهسرعت منفجر شد. در نتیجه، تغییر در جهان رمزارز سریعتر از هر بازار سنتی بود؛ در کمتر از ده روز، کل فضای افکار عمومی کاملاً تحت سلطهی زنجیره رابینهود قرار گرفت. اکنون حتی اشاره به سولانا در یک پخش زنده نامناسب به نظر میرسد و تا حدی تابو شده است؛ سرعت این تحول باورنکردنی است.
پس از دیدگاه فعلی معاملاتی، چگونه رقابت نسبی بین PONS و PUMP و همچنین اکوسیستم سولانا در مقایسه با اکوسیستم رابینهود را میبینید؟
AJC: اگر مجبور بودم انتخاب کنم، میخواستم روی هر دو بلند شوم. فکر نمیکنم این دو تقابل صفر-جمعی و متقابل انحصاری باشند.
میزبان: آیا در حال حاضر PUMP را در دارید؟
AJC: الان PUMP ندارم، اما قطعاً از نظر روانی صعودی هستم. امیدوارم بهطور پیوسته روند صعودی داشته باشد؛ من قطعاً از مخالفان PUMP نیستم.
از دیدگاه تقابلی بدبینانه، بله، PONS و PUMP واقعاً برای جذب همان گروه کاربران زنجیرهای و همان نقدینگی سpekulativ رقابت میکنند، اما من ترجیح میدهم دیدگاه خوشبینانهی «افزایش کیک» را بپذیرم — زنجیره رابینهود کاربران جدید کاملاً خارجی بیشتری را به زنجیره میآورد و این جریان سرمایه و توجه، در نهایت به سایر زنجیرهها مانند سولانا نیز سود خواهد رساند. آنها قطعاً میتوانند همزمان وجود داشته باشند و رونق یابند.
با نگاهی به چهارمین فصل ۲۰۲۴، در حالی که درآمد Pump.fun بهصورت سهمی بالا رفت، Virtuals نیز روند صعودی داشت و هر دو در همان محیط کلان رشد انفجاری داشتند. پس من هرگز آنها را رقبای جانی نمیبینم و همچنین باور ندارم سرمایهگذاران مجبورند یکی را بر دیگری انتخاب کنند. اگر PUMP از سطح فعلی پنج برابر رشد کند و به بالاترین سطح تاریخی خود بازگردد، این قطعاً سود بزرگی برای PONS خواهد بود، زیرا سقف ارزشگذاری کل بخش Launchpad رمزارز را مستقیماً افزایش میدهد.
در مورد توکنهای زنجیره عمومی که اشاره کردید، کاملاً موافقم. من هیچ SOLی نیز در دست ندارم. اگر مجبور بودم بین PUMP و SOL یکی را انتخاب کنم، بدون تردید PUMP را انتخاب میکردم. زیرا محصولاتی مانند Launchpad بسیار منحصر بهفرد هستند — آنها از معدود کاربردهای ضروری در کل صنعت رمزارز هستند که قویترین «تطابق محصول-بازار» (PMF) را دارند. همانطور که شما چندین بار تأکید کردید، حتی در بدترین بازارهای خرسی نیز میتوانند در یک روز درآمد واقعی میلیونی دلاری کسب کنند.
شما میتوانید این گروه کاربری را بهعنوان مجموعهای از شرطبندان طعنه بزنید، اما این افراد هر روز بدون استثنا به این پلتفرم میآیند تا شرطبندی کنند. شما میتوانید پاکی اخلاقی داشته باشید، اما واقعیت آنچنان است که هست.
با این حال، کل حلقه سرمایهگذاری رمزارز در سالهای اخیر بهصورت وسواسی به سمت «روایت نهادی» معروف خیره شده است — نهادها چه چیزی را ترجیح میدهند؟ چگونه روایتهایمان را برای نهادها بسازیم؟ این امر منجر به ارزشگذاری بسیار پایینتر از ارزش واقعی پروتکلهای نوع Launchpad شده است. مردم همواره احساس میکنند «نهادهای رسمی هرگز به این نوع امور دست نمیزنند»، اما درآمد واقعی بهدستآمده توسط Pump.fun را ببینید؛ چندین پروژه ستارهایِ حمایتشده توسط نهادها کاملاً نابود شدهاند؟
میزبان: بله، دادهها واقعاً خشن هستند.
AJC: پس برای من این دقیقاً یک هدف عالی و نادر در بازار خرسی است: PMF قوی و اثباتشده دارد؛ بهدلیل سوگیریهای سرمایه اصلی و بیتفاوتی تماشاگران، ارزشگذاری تاریخی بسیار پایینی دارد؛ و جریان نقدی پروتکل بهاندازه کافی فراوان است.
PUMP بیان عالی این منطق است و PONS نیز وسیلهای برجسته است. انگیزه قبلی من برای PONS بسیار ساده و مستقیم بود — درآمد Pump.fun را با درآمد Pons مقایسه کردم و ضریب ارزشگذاری کامل (FDV) آنها را نسبت به مقیاس بازخرید محاسبه کردم.
در آن زمان ضریب FDV/PUMP نسبت به بازخرید حدود ۱۰ تا ۱۵ بود؛ درحالیکه وقتی موقعیت خود را در PONS ایجاد کردم، این ضریب تنها حدود ۲ بود و حتی بعداً بین ۱ تا ۲ نوسان داشت.
اگر باور داشته باشید که کل بازار زنجیرهای وارد یک بازار گاوی میشود، منطق نتیجهگیری این است که هم PUMP و هم PONS بهشدت ارزشگذاری پایینی دارند. هیچ نیازی به معاملات جفتشده بلند-کوتاه نیست؛ و اگر جفتکردن لازم باشد، استراتژی باید «هر دو را بلند کنید» باشد.
میزبان: اما آیا به این سؤال فکر کردهاید که هنگام محاسبه درآمد پلتفرم Pons، محبوبترین و برترین توکنهای زنجیره Robinhood در واقع از Pons راهاندازی نشدهاند؛ آیا این خطر پنهانی نیست؟
AJC: من اصلاً این را مشکلی نمیبینم.
میزبان: اگر رقیبان دیگر (مثل Long) ناگهان توکن منتشر کنند چه میشود؟
AJC: مطمئن نیستم که توکن منتشر خواهند کرد. من بیشتر به سمت «نظریه حدوی» در انتشار توکن متمایل میشوم — یا توکن را در روز اول راهاندازی محصول منتشر میکنید، یا هرگز توکنی منتشر نکنید.
من معتقدم این دقیقاً دلیل اصلی شکستن مانع توسط PONS است. در صنعت تصور قدیمیای وجود داشت که «پلتفرمهای Launchpad نباید توکن پلتفرم را خیلی زود منتشر کنند، وگرنه قیمت توکن سقف نامرئی برای اکوسیستم پلتفرم تعیین میکند». اما پس از تجربههای متعدد توکنهای بیارزش و کشتن غیرمستقیم توسط تیمها، سرمایهگذاران خرد زنجیرهای امروز درس خود را آموختهاند — اگر مکانیزمی واضح و غیرخیانتآمیز برای اتصال توکن از روز اول وجود نداشته باشد و کاربران نتوانند همسویی منافع تیم و نگهدارندگان را احساس کنند، هیچ انگیزهای برای ماندن بلندمدت در پلتفرم شما نخواهند داشت.
این کلید موفقیت بزرگ PONS است. وقتی PONS برای اولین بار ظاهر شد، حتی توسط تیم بهصورت رسمی راهاندازی نشده بود؛ بلکه توسط جامعه بهصورت خودجوش راهاندازی شد و سپس تیم مستقیماً جامعه را (با حضور CTO) به دست گرفت و بهوضوح اعلام کرد: «این توکن رسمی پلتفرم ما است و ۸۰ درصد درآمد پلتفرم برای بازخرید این توکن استفاده میشود.»
سرمایهگذاران خرد بلافاصله درک کردند: «باشه، اکنون میتوانم با اطمینان از پلتفرم شما استفاده کنم چون توکنی دارید که منافع واقعاً همسو است؛ شما تمام کارمزدهای معاملاتی را به کیفهای خصوصی خود نمیبرید.»
این تغییر پارادایمی بسیار عمیق در بازار است، که کاملاً برخلاف منطق سال گذشته ۱۸۰ درجه برگشته است. پس از امروز برای من: اگر میخواهید محصول جدیدی راهاندازی کنید، یا توکنی را که به کاربران اختیارات میدهد در روز اول منتشر کنید، یا اصلاً توکنی منتشر نکنید.
جذابیت جفتشدن «سهام و میم»
میزبان: برادر، من واقعاً فکر میکنم این شاید یکی از مهمترین تغییراتی باشد که در زنجیره رخ داده است. بهنظر میرسد بالاخره به اجماع اجتماعی رسیدهایم: «یک توکن خوب چیست؟»
پاسخ این است که درآمد کسب کنید و سپس از آن برای بازخرید توکن استفاده کنید. زیرا توکنها همیشه قدرتمندترین ابزار راهاندازی سرد برای جمعآوری توجه و سرمایه اولیه بودهاند؛ صنعت رمزارز در این زمینه یک ضربهٔ کاهش ابعادی بوده است. بزرگترین دردسر بازار همیشه این بوده که پس از جذب سرمایه و توجه، این پروژهها دقیقاً قصد انجام چه کاری را دارند؟ هیچکس نمیداند.
تا اینکه Hyperliquid وارد شد و نمونهای ارائه داد: «ما راهحل را پیدا کردیم؛ پولی که کسب میکنیم باید بهصورت فعال از طریق TWAP در بازار باز برای بازخرید توکنمان استفاده شود.» البته وضعیت Hyperliquid بسیار ویژه است؛ آنها درآمد بسیار بیشتری کسب میکنند و تیم تحت فشار سرمایهگذاری خطرپذیر خارجی نیست، چون پول کافی دارند و نیازی به نگهداری سود ندارند. در آن زمان بازار میگفت: «انتظار نداشته باشید همه پروژهها مثل Hyperliquid باشند؛ این یک استثناء است.»
اما سپس Pump.fun همین کار را انجام داد و پس از آن توکنهای دیگری نیز… کل بازار این منطق را پیش میبرد: هر زمان که پروتکل درآمد واقعی داشته باشد، کاملاً قادر و باید بخشی از آن را به بازخرید اختصاص دهد. نسبتهای بازخرید و توانایی جذب سرمایه در پروژههای مختلف ممکن است متفاوت باشد، اما همسویی منافع بین جریان نقدی واقعی و نگهدارندگان توکن که در یک خط جبهه ایستادهاند، سالهاست که کاملاً وجود نداشته است. قبلاً همه چیز هوا و باد بود؛ بنیانگذاران پشت صحنه بهصورت سنگین از طریق OTC فروش میکردند و سرمایهگذاران خرد را ویران میکردند.
ادامه این موضوع زنجیرهای —— پیش از کسب چند میلیون دلار اخیر، شبکههای اجتماعی شما همیشه در لیست «حتماً خواندنی» من بوده است، چون حس بسیار تیز و دقیقی نسبت به انواع روندهای نوین و پیشرفته زنجیرهای دارید. از اوایل SocialFi و قرعهکشی کارتها تا روایت حریم خصوصی Railgun، همیشه اولین کسی بودید که روندهای جدید را متوجه میشوید.
قبلاً در یک پخش زنده اشاره کردم که بازیهای فعلی زنجیرهای احتمالاً بالاترین «سقف روایت بزرگ» را در تاریخ دارند. در سالهای اخیر، ارزهای دیجیتال عاشق ایجاد ارزش از هیچ بودهاند — از استخراج اولیه DeFi و وامدهی به داراییهای بیارزش تا سرقتهای متعدد توسط هکرها. اکنون مهمترین داراییهای واقعی، نقدینهترین، قابل اعتمادترین و مستحکمترین (مثل سهام آمریکایی) به زنجیره منتقل شدهاند. توانایی بازار کریپتو در «بازی با داراییها» سرانجام پایهای محکم یافته است.
بنابراین بسیار مشتاقم بدانم استدلال سرمایهگذاری اصلی شما درباره سهام میمی اخیر که بهسرعت رشد کردهاند چیست؟ تا چه حد میتوانند بالا بروند؟ آیا واقعاً نسبت به مکانیزم حوضچه نقدینگی که سهام و توکنهای میم را جفت میکند (Gigapump) بسیار خوشبین هستید؟
AJC: بله، بسیار خوشبین هستم.
جالب است؛ آخرین بار که درباره Zora صحبت کردیم، درک بنیادی من از Zora در واقع کاملاً با این مسئله ارتباط دارد. دلیل خوشبینی من نسبت به Zora این بود که آنها از ابتدا جادوی اصلی حوضچههای نقدینگی AMM را فهمیده بودند: میتوان ارزش هر دو دارایی را با استفاده از حوضچههای سرمایه غیرمتمرکز بهصورت اجباری به هم متصل کرد.
همین چیزی بود که من را به Zora جذب کرد. برای مثال — آیا به آن تأثیرگذاری یادآور میشوید که ویدئوی «روال صبحگاهی بینظیر» را با آب معدنی ساراتوگا در دست فیلمبرداری کرد؟
میزبان: به یاد دارم؛ آن ویدئو ویروسی شد و به یکی از میمهای برتر تبدیل گردید.
AJC: در آن زمان، کسی در زنجیره بلافاصله یک توکن میمی حول او ایجاد کرد که ارزش بازار آن تا ۲۰ میلیون دلار افزایش یافت؛ در همین حال، سهام آب معدنی ساراتوگا در آمریکا نیز مورد توجه قرار گرفت و مستقیماً ۱۰۰٪ رشد کرد.
اما در محیط سنتی آن زمان، این دو داراییِ روندهشده از نظر ارزش بنیادی کاملاً از هم جدا بودند و هیچ کانالی وجود نداشت که امکان انتقال سرمایه بین آنها فراهم شود.
تصور کنید اگر آن توکن میمی تأثیرگذار مستقیماً جفت حوضچه نقدینگی AMM را با سهام آمریکایی ساراتوگا تشکیل میداد؟ این دو دارایی بلافاصله ارتباط ارزشی مستقیمی پیدا میکردند. هر بار که کسی آن توکن میم را خریداری میکرد، فشار خرید از طریق مکانیزم بنیادی به دارایی زیربنایی سهام آمریکایی منتقل میشد.
بنابراین، من بهشدت از الگوی «جفتکردن توکنهای میم با رانندههای ارزش واقعی آنها» حمایت میکنم. برای مثال، اگر توکن میمی مرتبط با هوش مصنوعی راهاندازی کنید، چرا آن را با ETH جفت میکنید؟ سهام NVIDIA در حال رشد است، OpenAI پیشرفتهای فناورانه داشته است، اما این موارد چه ربطی به اتریوم دارد؟ اتریوم به دلیل انقلاب هوش مصنوعی رونق نخواهد گرفت.
رویکرد منطقی این است که این توکن میمی هوش مصنوعی را مستقیماً به NVIDIA پیوند بزنید یا آن را با توکنهای سهامی شرکتهای پیش از IPO مانند Anthropic و OpenAI از طریق پلتفرمهایی مانند Stock.fun جفت کنید.
از این منظر، از توانایی ما برای اتصال قوی جشنواره داراییهای فرهنگی واقعی به حاملان ارزش واقعیشان بسیار مطمئنم. نمیتوانم ارتفاع نهایی آن را تضمین کنم، اما با اطمینان میگویم این الگو در آینده استاندارد انتشار داراییهای زنجیرهای خواهد شد — دیگر جفتکردن بیهدف با SOL یا ETH، بلکه جفتکردن با داراییهای زیربنایی معیاری که بیشترین تناسب منطقی را با ویژگیهای آنها دارند.
نگاه کنید چند نفر در سولانا هر روز به سمت توکنهای بیارزش مختلف شتاب میگیرند؟ اگر این جریان عظیم سرمایه به فضای سهام میم سرریز کند، سقف ارزشگذاری توکنها کاملاً شکسته خواهد شد. اگر قصد دارید بلندمدت به شرکت آمریکایی Hims خوشبین باشید، میتوانید مستقیماً BONER را بخرید؛ منطق زیربنایی این دو به هم پیوند خورده است: اگر سهام Hims در آینده ۵۰۰٪ رشد کند، BONER نیز تحت تأثیر حوضچه نقدینگی روند همبستهای شگفتانگیز خواهد داشت.
بنابراین، از دیدگاه مکانیزم بنیادی، نسبت به این مسیر بسیار خوشبین هستم.
میزبان: بیایید به جزئیات فنی بپردازیم. میدانم بسیاری از افراد ممکن است این لایه شیشهای را بشکنند، اما شما قطعاً این حوزه را میشناسید — وقتی از توکنهای سهام آمریکایی (مثل سهام HIMS) برای خرید توکن جفتشده زنجیرهای (مثل BONER) استفاده میکنیم، در واقع در قراردادهای هوشمند زنجیرهای و حوضچههای نقدینگی چه اقداماتی انجام میشود؟
AJC: بهطور خلاصه، اینگونه عمل میکند.
اولاً، مجموعهای از توکنهای رسمی سهام آمریکایی در زنجیره Robinhood وجود دارد. این توکنها باید توسط بازارسازان مجاز با لیست سفید در زنجیره ضربهزنده شوند. برای مثال، Rialto یکی از مؤسسات بازارسازی AMM متعلق به خود زنجیره Robinhood است.
فرآیند خرید دقیقاً به این صورت است: فرض کنید یک کاربر عادی میخواهد ۱۰۰ دلار BONER بخرد، این در واقع معادل خرید غیرمستقیم ۱۰۰ دلار سهام Hims است.
کاربر یک ارز پایدار عمومی (مثل USDG) در اختیار دارد؛
سیستم از این ۱۰۰ دلار برای خرید مقدار معادلی توکنهای سهام آنلاین HIMS از طریق کانال بازارساز استفاده میکند؛
این دسته از توکنهای سهام HIMS در پول نقدیت AMM BONER/HIMS تزریق میشود؛
در نهایت، کاربر به توکنهای BONER به ارزش ۱۰۰ دلار تبدیل میشود.
میزبان: فهمیدم! این معادل فروش ظاهری Hims بهصورت BONER است، اما در واقع جریان سرمایه، تزریق توکنهای سهام آمریکایی به پول نقدیت زیربنایی است و بدینترتیب قیمت لحظهای سهام ثبت میشود.
AJC: بله، کاملاً درست است! میتوانید آن را بهعنوان سپردهگذاری HIMS در نظر بگیرید.
این هم پدیدهٔ بنیادی دیگری را توضیح میدهد: مثلاً نوسانات غیرمعمول اخیر سهام AMC و توکن آنلاین CINEMA. در آن زمان، نقدینگی آنلاین AMC بسیار کم بود (حدود ۴۰٬۰۰۰ دلار) و منجر به انحراف شدید قیمت آنلاین از قیمت واقعی شد.
تنها انگیزهٔ نهادهای سنتی برای انتقال سهام واقعی آمریکایی به زنجیره، «آربیتراژ ریسکی که وجود ندارد» است. هر زمان که خرید شورانگیز توکنهای مِم آنلاین، قیمت توکنهای سهام در پول نقدیت را حتی به میزان ۰٫۵٪ افزایش دهد، بازارسازان سنتی آربیتراژ بلافاصله سهام واقعی را در بازار سهام آمریکا خریداری کرده و از طریق زنجیرههای مختلف توکن را صادر میکنند تا از این اختلاف قیمت سود ببرند.
به این ترتیب، نقدینگی واقعی سهام سنتی آمریکایی بهصورت اجباری به چرخهٔ آنلاین زیربنایی کشیده میشود. دیروز مجموع داراییهای واقعی (RWA) قفلشده روی زنجیره Robinhood بیش از ۳۰٪ افزایش یافت. این مکانیسم واقعاً در مقیاس بزرگی عمل میکند، اما خطر مرگباری در اینجا نهفته است: توکنهای سهام آمریکایی تنها در ساعات معاملاتی عادی بازار سهام آمریکا (یا دورههای طولانیتر قبل از باز و پس از بسته شدن بازار) قابل صدور و بازخرید هستند.
هنگامی که آخر هفته فرا میرسد و بازار سهام آمریکا تعطیل میشود، تمام کانالهای صدور و بازخرید کاملاً قفل میشوند. این امر منجر به افزایش ناگهانی قیمت برخی توکنها در آخر هفته میشود، در حالی که پول نقدیت آنلاین قادر به انجام آربیتراژ برای تثبیت قیمت نیست — مثلاً توکن آنلاین AMC یکبار تا ۴۰۰ دلار افزایش یافت، درحالیکه قیمت واقعی سهام در بیرون از زنجیره حتی نزدیک به این مقدار نبود! بازارسازان کاملاً ناتوان از ورود به بازار برای انجام آربیتراژ تا باز شدن بازار روز دوشنبه هستند.
بنابراین همه باید در معامله بسیار مراقب باشند؛ هرگز این توکنهای جفتشدهٔ سهام را در آخر هفته، زمانی که بازار سهام آمریکا تعطیل است یا وقتی نقدینگی پول آنلاین بسیار کم است، بدون تحقیق بخرید؛ زیرا در این صورت فقط سودی بیبدیل برای بازارسازان فراهم میکنید.
میزبان: پس اگر سهام HIMS در ساعات معاملاتی آمریکا با یک حادثهٔ ناگهانی (سوئن سیاه) مواجه شود و در ۱۵ دقیقه ۵۰٪ کاهش یابد، آیا توکن BONER نیز سقوط خواهد کرد؟ چرا؟
AJC: قطعاً سقوط خواهد کرد.
زیرا بازارسازان خودکار AMM از فرمول کلاسیک ضرب ثابت (x * y = k) پیروی میکنند. منطق قیمتگذاری دو دارایی در پول نقدیت بهشدت به هم وابسته است؛ در فرضیهٔ خلاء محض و بدون خرید یا فروش اضافی خرد، اگر ارزش واقعی یکی از داراییها (سهام HIMS) در بیرون از زنجیره ۵۰٪ کاهش یابد، برای حفظ تعادل نسبی در پول نقدیت، ارزش کتابی دارایی دیگر (BONER) نیز بلافاصله ۵۰٪ کاهش مییابد.
میزبان: پس واقعاً این دو بهصورت فیزیکی در نسبت ۱:۱ به هم متصلاند!
AJC: بله. البته در معاملات واقعی، رفتار خرید و فروش خرد بر نسبت تأثیر میگذارد. مثلاً حتی اگر سهام ۵۰٪ کاهش یابد، اما سرمایهگذاران خرد اعتماد به BONER پیدا کرده و بهصورت شورانگیز آن را بخرند، کاهش آن تا حدی جبران میشود؛ اما اگر کاملاً متغیرهای خرید و فروش خارجی را نادیده بگیریم، این دو از نظر ارزشی بهطور اساسی یک ارتباط آینهای ۱:۱ دارند.
میزبان: این طراحی نابغهوار است! این دقیقاً تأییدی بر مورد ساراتوگا است که قبلاً اشاره کردید.
من هم چند ماه پیش علاقهٔ شدیدی به AMC داشتم؛ این شرکت در بازی با قیمت سهام بسیار ماهر است. در سال ۲۰۲۲، سهام ترجیحی APE را ایجاد کرد که روشی برای جذب سرمایه بدون صدور مستقیم سهام عادی بود و آن را بهصورت ۱:۱ به تمام سهامداران AMC ایرداپ کرد. آن سهام در نهایت شکست خورد و به صفر رسید، اما آنها با این روش صدها میلیون دلار جذب کردند.
چرا امروز AMC نمیتواند مستقیماً یک توکن رسمی APE روی زنجیره Robinhood منتشر کند؟ ارزش بازار فعلی AMC تنها حدود ۲ میلیارد دلار است — در حالی که امروزه یک مِم هوش مصنوعی آنلاین میتواند به ارزش بازار ۳۰۰ میلیون دلار برسد و GOAT یکبار تا ۱٫۵ میلیارد دلار افزایش یافت، نه اینکه سایر توکنهای مِم برتر را در نظر بگیریم. اگر مدیریت AMC بخواهد نقدینگی خرید بیپایانی به سهام عادی اضافه کند، این قطعاً کانال بهتری خواهد بود!
ولاد هرگز در مورد یک AMC معمولی در جمع عمومی صحبت نخواهد کرد، اما اگر توکنی باشد که در یک روز تنها روی زنجیره Robinhood حجم معاملات دهها میلیارد دلاری داشته باشد، این یک داستان فوقالعاده است که درک صنعت را دوباره تعریف میکند.
پس من کاملاً موافق شما هستم که انتظارات حاشیهای برای مِمهای سهام تا سطح باورنکردنیای افزایش یافتهاند. سقف ارزش یک توکن هوش مصنوعی روی سولانا ممکن است تنها یک توییت از یک برنامهنویس معمولی OpenAI باشد، درحالیکه سقف داستانی یک مِم سهام برتر میتواند خود CEO شرکت بورسی یا حتی تمام ارتش سرمایهگذاران خرد والاستریت باشد!
AJC: از نظر تئوری بله، اما من شخصاً نگرش محافظهکارانهای دارم و معتقدم که در شرایط فعلی قوانین نظارتی، موانع بسیار بزرگی برای صدور مستقیم توکنهای مِیم توسط شرکتهای پذیرفتهشده در بورس وجود دارد. هرچند چارچوب نظارتی بهتدریج شفافتر میشود، اما ورود شرکتهای پذیرفتهشده به حوزه توکنهای مشابه اوراق بهادار، همچنان خطی پر فشار است.
با این حال، من اطمینان دارم که در آینده قطعاً برخی از شرکتهای کوچکسرمایه پذیرفتهشده در بورس جرات لازم را برای پیوستن به جامعه توکنهای مِیم خواهند داشت. رویکرد آنها احتمالاً بیشتر به سمت «پاداشدهی به جامعه و ساخت فرهنگ» باشد؛ مثلاً داشتن این توکن میتواند تخفیفهای انحصاری روی کالاهای شرکت را فعال کند یا مزایای خاصی در سطح سهامداران اعطا کند — شبیه به رفتار جامعه NFT در سال ۲۰۲۱.
اما این اولین ورود نخواهد بود. من معتقدم اولین کسانی که وارد میشوند، قطعاً اعضای WallStreetBets (مرکز سرمایهگذاران خرد در ریدیت) خواهند بود. آنها بهسرعت متوجه خواهند شد که استفاده از نقدینگی توکنهای مِیم سهام در زنجیره، ابزار مالی جدید و عالی برای ایجاد «فشار فروش کوتاه» در سهام آمریکاست!
البته من شخصاً اعلام میکنم که هیچگونه تحریک یا مشارکت در دستکاری بازار اوراق بهادار را تشویق نمیکنم.
در واقع ما قبلاً نشانههای مشابهی را در زنجیره دیدهایم؛ برخی از سهام کوچکسرمایه که بهشدت فروش کوتاه شدهاند، پس از توکنشدن، شاهد افزایش قیمت توسط سرمایهگذاران خرد از طریق تأمین سریع نقدینگی در زنجیره بودهاند تا فشار فروش کوتاه در بازار سنتی را ایجاد کنند.
البته همه اینها ممکن است صرفاً لذتجویی جامعه رمزارزی باشد — شاید خارج از این جامعه کسی به این نگاشت زیربنایی اهمیت ندهد و پس از گذشت اوج، همه فرار کنند. اما در جامعه رمزارزی، خوشبینی بلندمدت اغلب سودهای اضافی را به همراه دارد.
شرکتهای سنتی آمریکایی میتوانند به نسل جدیدی از خریداران برسند که در تمام عمرشان هرگز سهام آنها را نمیخرند؛ من شاید هرگز به سینماهای AMC نروم، اما اگر این توکن تخفیف فیلم یا امکان کسب درآمد در زنجیره را فراهم کند، مایل خواهم بود بهصورت غیرمستقیم سهام AMC را نگه دارم.
این مسیر دقیقاً هفته گذشته بهطور کامل آتش گرفت و سقف آن با دیدگاههای قدیمی قابل اندازهگیری نیست. میدانید، آخرین سکه حیوانی مِیم در سولانا میتواند به دهها میلیون دلار برسد، اما بالاترین سهام آمریکا ترکیبشده با جشنواره زنجیرهای چقدر میتواند صعود کند؟ کسی نمیداند.
مواجهه با قوانین جدید بازی، هیجانانگیزترین کار است.
سکههای اصلی، به کجا میروند؟
میزبان: در پایان، یک سؤال نهایی از شما میپرسم؛ امروز بحث بسیار جامع و هیجانانگیز بود — نظر شما درباره روندهای فعلی سکههای اصلی (مِیجرها) چیست و فکر میکنید در چه مرحلهای از چرخه رمزارز قرار داریم؟ بهویژه در مورد بیتکوین، پیشبینی شما از حرکت بعدی بازار چیست؟
AJC: من یک «گاوی دائمی» برای بیتکوین هستم؛ همیشه نسبت به بیتکوین صعودینگر خواهم بود.
از دید من، بدترین شرایط افراطی قبلاً رخ داده است. مثلاً وقتی بیتکوین به حدود ۶۰۰۰۰ دلار رسید، بازار پر از ترس و فشار فروش کوتاه بود، اما قیمت نتوانست پایینتر برود. از آنجا که حتی آن شرایط هم نتوانست آن را پایینتر ببرد، به جز «فروپاشی کامل نقدینگی کلان جهانی» که غیرقابل کنترل است، سخت است تصور کرد چه چیزی میتواند باعث کاهش قابلتوجه جدیدی در بیتکوین شود. البته «سوئانهای سیاه کلان» خارج از حوزه تخصص من هستند و من بینش منحصر بهفردی در این زمینه ندارم، بنابراین آنها را بهعنوان متغیر پایه بیشازحد تخمین نمیزنم.
در مورد وضعیت فعلی، من معتقدم بازار در مرحله «تثبیت صعودی سالم» قرار دارد. پس از تجربه یک افزایش قوی، بیتکوین و کل بازار رمزارز در واقع بیش از یک سال تحت فشار شدید و تمیزکاری شدهاند. من برخی افراد را میبینم که غیرجدی میگویند: «اوه، این بازار نزولی واقعاً خیلی افت نکرده» و از نظر بازگشت مطلق به دلار، در ظاهر واقعاً چندان ترسناک نیست.
اما اگر بازگشت داراییهای رمزارزی را نسبت به طلا محاسبه کنیم، افت کاملاً وحشتناک است.
میزبان: بله، در مقایسه با طلا واقعاً تحملناپذیر است.
AJC: بهعنوان یک بازیگر قدیمی که سه بازار نزولی رمزارز را بهطور کامل تجربه کردهام، احساس میکنم این دوره بازار نزولی تاکنون از نظر آزار روانی شدیدترین بوده است.
بازار نزولی قبلی بسیار شفاف بود: همه دقیقاً میدانستند دلیل سقوط چیست — گروهی از طرحهای پونزی معروف فروپاشیدند، سه ستاره کپیتال ورشکست شد و FTX کاملاً فرو ریخت. دلایل بسیار مشخص و شفاف بود؛ همه میدانستند تومورها کجاست. بهمحض اینکه این فشارهای تسویه و میدانهای مینمانده جذب شوند، بازار قادر به یافتن کف و بازگشت خواهد بود.
اما این دوره افت بیدلیل است، بازار بسیار تاریک و شکننده است. مردم نمیتوانند بفهمند فشار اصلی از کجا میآید؛ ناشناخته بودن، ترسناکترین چیز است — اگر حتی نتوانید علت بیماری را تشخیص دهید، هیچگونه ایدهای ندارید که این لایه تاریکی چه زمانی کاملاً پایان مییابد.
میزبان: من کاملاً موافقم، دقیقاً همین احساس را دارم.
AJC: اما دقیقاً به دلیل همین موضوع، دیدگاه اصلی من در حال حاضر این است که بازار ارزهای دیجیتال بسیار مدتی سرکوب شده است و هرگونه تحریک جزئی، آن را بسیار مشتاق برای روند صعودی شدید میکند. تقریباً تمام افراد خارج از بازار با پوزیشنهای خالی منتظر هستند.
از واکنش شدید بازار به انتظارات اخیر درباره تسهیل نقدینگی کلان یا اظهارات سیاستی میتوان فهمید که هرگونه تحریک جزئی در احساسات، سرمایهها را بهصورت دیوانهوار برای خرید به بازار میکشاند.
نمیتوانم دقیقاً پیشبینی کنم که چه محرک مثبت خاصی باعث روند صعودی عظیم بعدی خواهد شد، اما قویترین سیگنالی که این بازگشت انفجاری منتشر کرده است این است: بازار ارزهای دیجیتال فعلی فعالانه به دنبال هر دلیلی برای روند صعودی است و در نهایت به اندازهکافی دلیل پیدا خواهد کرد.
در این سطح قیمتی، دلایل ادامه روند نزولی بسیار کم شدهاند؛ اما پتانسیلهای مثبتی که میتوانند بازار را روشن کنند، بیشمارند. این همان قضاوت بنیادی من است.
میزبان: عالی بود. برادر عزیز، باز هم تبریک صمیمانه برای این «سری برد» خیالی. واقعاً لذت میبرم که هر قدم از معاملات شما را دنبال کنم؛ شما قطعاً در خط مقدم احساس ضربان بازار هستید.
صحبت با شما همیشه لذتی بینظیر است. مجدداً از حضورتان در زندهپخش سپاسگزاریم!
AJC: بسیار سپاسگزارم، برادر عزیز. افتخار بزرگی است که در اینجا حضور داشته باشم.


