برای اکثر سرمایهگذاران، معامله سختافزار هوش مصنوعی با پردازندههای گرافیکی (GPU) آغاز شد. این قابل درک بود. پردازندههای گرافیکی به چهره رونق هوش مصنوعی تبدیل شدند زیرا آشکارترین گلوگاه بودند. هر مدل بزرگی به آنها نیاز داشت. هر ارائهدهنده ابری بیشتر از آنها میخواست. هر استارتاپ هوش مصنوعی برای دسترسی به آنها رقابت میکرد.
اما بازار اکنون به لایههای پایینتر پشته نگاه میکند. مراکز داده هوش مصنوعی فقط با پردازندههای گرافیکی کار نمیکنند. آنها به حافظه نیاز دارند. آنها به ذخیرهسازی نیاز دارند. آنها به اتصالات با پهنای باند بالا، SSDهای سریع، برق قابل اعتماد، خنککننده و زیرساخت فیزیکی عظیم نیاز دارند. با بزرگتر شدن ساخت و ساز، سرمایهگذاران شروع به درک این موضوع میکنند که کمبود بعدی ممکن است همیشه آشکارترین نباشد.
به همین دلیل است که سندیسک و میکرون ناگهان بسیار دشوارتر شدهاند که نادیده گرفته شوند. داستان دیگر فقط «قیمت حافظه در حال افزایش است» نیست. این بزرگتر از آن است. هوش مصنوعی در حال تغییر نحوه تفکر بازار درباره حافظه است.
حافظه قبلاً یک چرخه بود. اکنون به نظر میرسد یک گلوگاه است.

سهام حافظه همیشه چرخهای بودهاند. هنگامی که تقاضا قوی و عرضه محدود است، قیمتها افزایش مییابد، سود بهبود مییابد و سهام رشد میکند. هنگامی که شرکتها ظرفیت بیش از حد میسازند یا تقاضای پایان کند میشود، قیمتها کاهش مییابد و چرخه برمیگردد. سرمایهگذارانی که سالها DRAM و NAND را دنبال کردهاند، میدانند که این الگو چقدر میتواند بیرحمانه باشد.
این بار، چرخه یک محرک متفاوت دارد. تقاضا فقط از رایانههای شخصی، گوشیهای هوشمند یا لوازم الکترونیکی مصرفی نمیآید. این از مراکز داده هوش مصنوعی میآید که به حافظه و ذخیرهسازی بسیار بیشتری نسبت به سرورهای سنتی نیاز دارند.
آموزش مدلها به پهنای باند حافظه عظیمی نیاز دارد. استنتاج در مقیاس به دسترسی سریع به دادهها نیاز دارد. بارهای کاری هوش مصنوعی سازمانی به سیستمهای ذخیرهسازی نیاز دارند که بتوانند با خواندن و نوشتن بزرگ، مداوم و با تأخیر کم همراه باشند. هرچه هوش مصنوعی بیشتر از آزمایشها به تولید منتقل شود، فشار بیشتری بر زنجیره تامین حافظه وارد میکند.
به همین دلیل است که سرمایهگذاران اکنون با سندیسک و میکرون متفاوت رفتار میکنند. آنها فقط تامینکننده قطعات کالایی نیستند. آنها در حال تبدیل شدن به بخشی از معامله زیرساخت هوش مصنوعی هستند.
میکرون بازی گستردهتر حافظه هوش مصنوعی است
جذابیت میکرون این است که به چندین بخش مهم از پشته حافظه دسترسی دارد. این شرکت در معرض DRAM، NAND و HBM قرار دارد. این امر آن را به یکی از راههای شفافتر برای سرمایهگذاران بازار عمومی برای معامله تقاضای گسترده حافظه هوش مصنوعی تبدیل میکند.
آخرین نتایج میکرون این استدلال را تقویت کرد. رشد درآمد قوی بود، قیمتگذاری مطلوب بود و اظهارات مدیریت نشان میداد که عرضه همچنان محدود است. مهمتر از آن، توافقنامههای بلندمدت مشتریان شرکت نشان میدهد که خریداران بزرگ حافظه را چیزی که میتوانند بعداً به راحتی تهیه کنند، در نظر نمیگیرند.
آنها در حال قفل کردن عرضه هستند. این یک تغییر بزرگ است.
در چرخههای گذشته، خریداران حافظه اغلب میتوانستند منتظر بمانند، مذاکره کنند و زمانی که قیمتها کاهش یافت، سود ببرند. در چرخه هوش مصنوعی، انتظار میتواند پرخطر باشد. اگر یک هایپرسکیلر یا شرکت زیرساخت هوش مصنوعی نتواند حافظه مناسب را تامین کند، راهاندازی مرکز داده آن ممکن است کند شود.
این به میکرون قدرت بیشتری نسبت به چرخههای ضعیفتر میدهد.
خطر این است که بازار از قبل این را میداند. میکرون رشد کرده است زیرا سرمایهگذاران معتقدند تقاضای حافظه هوش مصنوعی میتواند تا سال 2027 و بعد از آن قوی بماند. این یک معیار بالا ایجاد میکند. اگر شتاب قیمتگذاری کند شود، اگر عرضه سریعتر از حد انتظار جبران شود، یا اگر هزینههای سرمایهای هوش مصنوعی کاهش یابد، سهام میتواند به سرعت اصلاح شود.
داستان قوی است. انتظارات نیز بالا است.
سندیسک شرطبندی مستقیمتر روی NAND است
سندیسک نوع متفاوتی از معامله است. این شرکت به طور مستقیمتری به تقاضای NAND و SSDهای سازمانی گره خورده است. این امر سهام را نسبت به جنبه ذخیرهسازی ساخت و ساز هوش مصنوعی حساستر میکند.
برای مراکز داده هوش مصنوعی، ذخیرهسازی فقط جایی نیست که دادهها به آرامی در پسزمینه قرار دارند. این بخشی از عملکرد است. مجموعه دادههای بزرگ، نقاط بازرسی مدل، بارهای کاری استنتاج، پایگاههای داده برداری و برنامههای کاربردی هوش مصنوعی سازمانی همگی به سیستمهای ذخیرهسازی سریعتر و قابل اعتمادتر نیاز دارند.
به همین دلیل تقاضا برای NAND و SSDهای سازمانی مهمتر شده است.
سندیسک زمانی سود میبرد که مشتریان مرکز داده به ذخیرهسازی با کارایی بالا بیشتری نیاز دارند و زمانی که قیمتگذاری NAND بهبود مییابد. این به شرکت اهرم عملیاتی قوی میدهد زمانی که چرخه به نفع آن کار میکند.
اما این اهرم از دو طرف میبرد. اگر قیمتگذاری NAND ضعیف شود، یا اگر سرمایهگذاران شروع به باور کنند که کمبود ذخیرهسازی به اوج خود رسیده است، سندیسک میتواند به شدت کاهش یابد. همان شفافیتی که آن را در یک چرخه صعودی جذاب میکند، میتواند آن را در هنگام تغییر احساسات، پرنوسانتر کند.
این بده بستان است. سندیسک ممکن است دسترسی مستقیمتری به کمبود NAND ارائه دهد. میکرون دسترسی گستردهتری در سراسر پشته حافظه ارائه میدهد.
قراردادهای تامین بلندمدت مکالمه را تغییر میدهند

یکی از واضحترین نشانههای اینکه حافظه استراتژیک شده است، افزایش قراردادهای تامین بلندمدت است.
مشتریان بزرگ هوش مصنوعی نمیخواهند با کمبودها غافلگیر شوند. آنها در حال تلاش برای تامین ظرفیت آینده در حال حاضر، گاهی اوقات سالها قبل از موعد هستند. این رابطه بین خریداران و تامینکنندگان را تغییر میدهد.
حافظه دیگر فقط یک قلم تدارکات فصلی نیست. این بخشی از برنامهریزی بلندمدت زیرساخت هوش مصنوعی میشود.
این برای شرکتهایی مانند میکرون و سندیسک مهم است زیرا میتواند دید را بهبود بخشد. اگر مشتریان زودتر و برای دورههای طولانیتر تعهد کنند، تامینکنندگان ممکن است دید بهتری از تقاضای آینده و قدرت قیمتگذاری داشته باشند.
این همچنین چیزی درباره بازار به ما میگوید. بزرگترین خریداران هوش مصنوعی طوری رفتار نمیکنند که گویی حافظه به راحتی قابل جایگزینی است. آنها طوری رفتار میکنند که گویی عرضه مهم است.
به همین دلیل است که معامله حافظه از یک داستان نیمههادی خاص به مرکز مکالمه هوش مصنوعی منتقل شده است.
افزایش قیمتها در خلاء اتفاق نمیافتد
قیمت حافظه افزایش یافته است زیرا عرضه نمیتواند یک شبه تنظیم شود.
ساخت ظرفیت حافظه جدید زمان میبرد. این نیاز به تجهیزات، هزینههای سرمایهای، نظم تولید و برنامهریزی دقیق دارد. شرکتها نمیتوانند به سادگی یک کلید را بچرخانند و بازار را با DRAM، NAND یا HBM پیشرفته پر کنند.
در عین حال، تقاضای زیرساخت هوش مصنوعی به سرعت در حال حرکت بوده است. این عدم تعادل به تامینکنندگان فضا برای افزایش قیمتها میدهد.
فعلاً، این برای سازندگان حافظه خوب است. قیمتهای بالاتر میتواند درآمد، حاشیه سود و اعتماد سرمایهگذاران را افزایش دهد. اما طرف دیگری نیز برای داستان وجود دارد: هزینههای بالاتر حافظه همچنین فشار بر شرکتهایی که سختافزار را خریداری میکنند، وارد میکند.
ارائهدهندگان ابری، آزمایشگاههای هوش مصنوعی، سازندگان سرور و شرکتهای الکترونیک مصرفی همگی باید به نحوی این هزینهها را جذب کنند.
بنابراین در حالی که سازندگان حافظه سود میبرند، زنجیره تامین گستردهتر ممکن است فشار حاشیه را احساس کند. این یکی از دلایلی است که بازار چرخه حافظه را از نزدیک تماشا میکند. این فقط بر سندیسک و میکرون تأثیر نمیگذارد. این بر اقتصاد زیرساخت هوش مصنوعی به طور گستردهتر تأثیر میگذارد.
معامله قوی است، اما شلوغ است
سختترین بخش درباره سندیسک و میکرون در حال حاضر، درک مورد صعودی نیست.
مورد صعودی واضح است. هوش مصنوعی به حافظه بیشتری نیاز دارد. عرضه محدود است. قیمتها در حال افزایش هستند. مشتریان در حال امضای قراردادهای بلندمدت هستند. تقاضای مرکز داده قوی است.
بخش سختتر، تصمیمگیری در مورد اینکه چه مقدار از این موارد در حال حاضر در سهام لحاظ شده است. هم سندیسک و هم میکرون قبلاً حرکات بزرگی داشتهاند. این بدان معناست که سرمایهگذاران داستانهای کشف نشده را نمیخرند. آنها سهامی را میخرند که خوشبینی زیادی قبلاً در قیمت آن لحاظ شده است.
این یک پروفایل ریسک متفاوت ایجاد میکند. هنگامی که انتظارات پایین است، اخبار خوب میتواند سود زیادی به همراه داشته باشد. هنگامی که انتظارات بالا است، حتی اخبار خوب نیز ممکن است کافی نباشد.
به همین دلیل است که اصلاحات شدید در این سهام نباید تعجبآور باشد. یک معامله شلوغ میتواند به سرعت معکوس شود زمانی که معاملهگران سود میگیرند، زمانی که احساسات هوش مصنوعی کاهش مییابد، یا زمانی که سرمایهگذاران نگرانند که قدرت قیمتگذاری ممکن است برای همیشه دوام نیاورد.
این به معنای پایان داستان حافظه نیست. این بدان معناست که معاملهگران باید نوسانات را رعایت کنند.
سندیسک یا میکرون؟ بستگی به معامله دارد.
سندیسک و میکرون هر دو به تقاضای حافظه هوش مصنوعی گره خوردهاند، اما آنها یک معامله یکسان نیستند.
سندیسک مستقیمتر است. اگر یک معاملهگر بر روی NAND، SSDهای سازمانی و ذخیرهسازی مرکز داده تمرکز دارد، سندیسک ممکن است بیان شفافتری باشد. این میتواند به شدت پاسخ دهد زمانی که قیمتگذاری NAND بهبود مییابد و تقاضای ذخیرهسازی هوش مصنوعی تسریع میشود.
میکرون گستردهتر است. این شرکت در معرض DRAM، NAND و HBM قرار دارد. این امر آن را در سراسر پشته حافظه هوش مصنوعی متنوعتر میکند. این ممکن است برای سرمایهگذارانی که میخواهند در کمبود کلی حافظه سرمایهگذاری کنند تا یک دسته خاص، جذاب باشد.
هیچ یک از گزینهها به معنای سنتی «امن» نیستند. هر دو سهام میتوانند به شدت حرکت کنند. هر دو به قیمتگذاری وابسته هستند. هر دو به احساسات زیرساخت هوش مصنوعی گره خوردهاند. هر دو میتوانند ضربه بخورند اگر سرمایهگذاران تصمیم بگیرند که چرخه به اوج خود نزدیکتر است.
تفاوت عمدتاً در معرض بودن است. سندیسک متمرکزتر است. میکرون متنوعتر است.
این برای کاربران Tapbit چه معنایی دارد
برای کاربران Tapbit، داستان سندیسک و میکرون یادآوری مفیدی است که هوش مصنوعی فقط یک روایت رمزارز یا روایت GPU نیست.
این یک چرخه زیرساختی است. این چرخه شامل نیمههادیها، حافظه، مراکز داده، برق، ذخیرهسازی، پلتفرمهای ابری و حتی محصولات معاملاتی مرتبط با سهام میشود.
هنگام معامله محصولات مرتبط با سهام یا محصولات مصنوعی، کاربران باید آنچه را که معامله میکنند درک کنند. یک سهام توکنیزه شده، CFD، قرارداد دائمی یا مشتق دیگر ممکن است قرار گرفتن در معرض قیمت را ارائه دهد، اما همیشه با مالکیت سهام اساسی یکسان نیست.
کاربران میتوانند از Tapbit بازدید کنند تا بازارهای پشتیبانی شده و فرصتهای معاملاتی موجود را بررسی کنند. کاربران موجود میتوانند وارد شوند، در حالی که کاربران جدید میتوانند اینجا ثبت نام کنند.
سوالات متداول (FAQ)
چرا سندیسک و میکرون اینقدر مورد توجه قرار میگیرند؟
سندیسک و میکرون مورد توجه قرار میگیرند زیرا معامله زیرساخت هوش مصنوعی فراتر از پردازندههای گرافیکی حرکت میکند. مراکز داده هوش مصنوعی همچنین به مقادیر زیادی DRAM، NAND، HBM و SSDهای سازمانی نیاز دارند، که باعث شده شرکتهای حافظه و ذخیرهسازی برای سرمایهگذاران مهمتر شوند.
چرا هوش مصنوعی به این همه حافظه نیاز دارد؟
بارهای کاری هوش مصنوعی به دسترسی سریع به مقادیر زیادی داده نیاز دارند. آموزش مدلها، اجرای استنتاج، ذخیره نقاط بازرسی مدل و پشتیبانی از برنامههای کاربردی هوش مصنوعی سازمانی همگی به پهنای باند حافظه و ظرفیت ذخیرهسازی بیشتری نسبت به بسیاری از بارهای کاری سرور سنتی نیاز دارند.
آیا معامله هوش مصنوعی هنوز عمدتاً درباره پردازندههای گرافیکی است؟
پردازندههای گرافیکی هنوز در مرکز معامله هوش مصنوعی قرار دارند، اما دیگر تنها گلوگاه نیستند. با گسترش مراکز داده هوش مصنوعی، سرمایهگذاران همچنین حافظه، ذخیرهسازی، برق، شبکه و زیرساخت خنککننده را نیز زیر نظر دارند.

