استراتژی معاملاتی مارتینگل چیست و چگونه کار می کند؟

Daniel SorvikDaniel Sorvik|1 دقیقه زمان مطالعه

نکات کلیدی

  1. استراتژی معاملاتی مارتینگل یک روش تعیین حجم موقعیت است که در آن معامله‌گران پس از یک باخت، حجم معامله را افزایش می‌دهند تا با یک معامله برنده، ضررهای قبلی را جبران کنند.
  2. این استراتژی معمولاً در بازارهای فارکس، ارزهای دیجیتال، فیوچرز و سیستم‌های معاملاتی کوتاه‌مدت استفاده می‌شود، اما در صورت روند قوی بازار در خلاف جهت معامله‌گر، ریسک جدی دارد.
  3. مارتینگل ممکن است در بازارهای آرام و رنج‌بندی شده مؤثر به نظر برسد، اما می‌تواند به سرعت در طول دوره‌های باخت متوالی، موقعیت‌های بیش از حد بزرگی ایجاد کند.
  4. بزرگترین خطر، اتمام سرمایه است: معامله‌گر ممکن است قبل از وقوع معامله جبرانی، مارجین یا موجودی حساب خود را از دست بدهد.
  5. مبتدیان باید مارتینگل را به عنوان یک مفهوم مدیریت ریسک پرخطر در نظر بگیرند، نه یک استراتژی سود تضمین شده.
استراتژی مارتینگل

استراتژی معاملاتی مارتینگل یکی از پربحث‌ترین روش‌های تعیین حجم موقعیت در معاملات است. درک آن ساده است، به همین دلیل بسیاری از مبتدیان زود متوجه آن می‌شوند. اما این سادگی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. این استراتژی بر اساس افزایش حجم معامله پس از باخت بنا شده است و این می‌تواند یک دوره باخت کوتاه را به یک مشکل جدی برای ریسک حساب تبدیل کند.

در بازارهای ارزهای دیجیتال، فیوچرز، فارکس و سایر بازارهای پرنوسان، مارتینگل می‌تواند جذاب به نظر برسد زیرا یک معامله برنده ممکن است چندین باخت قبلی را جبران کند. سوال واقعی این است که آیا معامله‌گر سرمایه، مارجین، انضباط و کنترل ریسک کافی برای زنده ماندن تا زمان وقوع آن معامله برنده را دارد. بسیاری ندارند.

استراتژی معاملاتی مارتینگل چیست؟

استراتژی معاملاتی مارتینگل روشی است که در آن معامله‌گر پس از یک معامله بازنده، حجم موقعیت را افزایش می‌دهد. هدف این است که با معامله برنده بعدی، ضررهای قبلی را جبران کند. در ساده‌ترین شکل خود، معامله‌گر پس از هر باخت، حجم معامله بعدی را دو برابر می‌کند.

این ایده از نظریه احتمالات می‌آید، جایی که یک شرط‌بندی تکراری ممکن است در نهایت منجر به یک نتیجه مطلوب شود. معاملات متفاوت است. بازارها از منطق تمیز پرتاب سکه پیروی نمی‌کنند. قیمت‌ها می‌توانند طولانی‌تر از حد انتظار روند داشته باشند، نقدینگی می‌تواند تغییر کند، اسپردها می‌توانند افزایش یابند و اهرم می‌تواند زیان‌ها را قبل از بازگشت قیمت، تشدید کند.

به همین دلیل است که مارتینگل نباید به عنوان یک سیستم معاملاتی کامل در نظر گرفته شود. این عمدتاً یک چارچوب تعیین حجم موقعیت است و در صورت استفاده بدون محدودیت‌های سختگیرانه، ریسک نزولی بسیار بالایی دارد.

استراتژی معاملاتی مارتینگل چیست؟

استراتژی مارتینگل در معاملات چگونه کار می کند؟

یک سیستم پایه مارتینگل با یک معامله کوچک شروع می‌شود. اگر آن معامله بازنده باشد، معامله‌گر معامله بزرگ‌تری را در همان جهت یا تحت همان تنظیمات معامله باز می‌کند. اگر معامله دوم بازنده باشد، موقعیت بعدی دوباره بزرگ‌تر می‌شود. این استراتژی تا زمانی که یک معامله برنده ضررهای انباشته شده را جبران کند، به افزایش حجم معامله ادامه می‌دهد.

معامله نتیجه حجم مثال موقعیت اثر ریسک
۱ باخت ۱۰۰ دلار ضرر اولیه کوچک
۲ باخت ۲۰۰ دلار حجم دو برابر می‌شود
۳ باخت ۴۰۰ دلار افت سرمایه سریع‌تر رشد می‌کند
۴ باخت ۸۰۰ دلار فشار مارجین افزایش می‌یابد
۵ برد ۱۶۰۰ دلار ممکن است ضررها را جبران کند، اگر سرمایه دوام بیاورد

این جدول مشکل اصلی را نشان می‌دهد. ضررها به صورت خطی رشد نمی‌کنند؛ حجم موقعیت مورد نیاز می‌تواند به سرعت افزایش یابد. یک معامله‌گر ممکن است در مورد یک بازگشت بعدی درست فکر کند اما همچنان قبل از وقوع آن بازگشت، سرمایه خود را از دست بدهد.

چرا معامله‌گران از مارتینگل در بازارهای ارز دیجیتال و فیوچرز استفاده می کنند

معامله‌گران از مارتینگل استفاده می‌کنند زیرا پس از یک معامله بازنده منطقی به نظر می‌رسد. اگر قیمت چندین بار سقوط کند، ممکن است بازگشت قیمت محتمل‌تر به نظر برسد. اگر بازاری در حال حرکت جانبی باشد، خرید در قیمت پایین‌تر یا فروش در قیمت بالاتر با حجم بیشتر گاهی اوقات می‌تواند منجر به جبران سریع شود.

بازارهای ارزهای دیجیتال این استراتژی را به خصوص وسوسه‌انگیز می‌کنند زیرا بازگشت‌های شدید رایج هستند. یک کوین ممکن است به سرعت سقوط کند و سپس در عرض چند دقیقه یا ساعت بازگردد. معامله‌گران فیوچرز همچنین ممکن است از اهرم برای قدرتمندتر کردن معاملات جبرانی استفاده کنند.

این همان چیزی است که این روش را خطرناک می‌کند. اهرم مقدار حرکت نامطلوب قیمت را که یک معامله‌گر می‌تواند تحمل کند، کاهش می‌دهد. یک موقعیت جبرانی بزرگ‌تر ممکن است قبل از بازگشت بازار، به ویژه در طول نوسانات بالا، لیکویید شود.

برای کاربرانی که به دنبال ویژگی‌های پلتفرم فراتر از معاملات فعال هستند، بخش کسب درآمد Tapbit مکانی برای کاوش محصولات مرتبط با سود و ویژگی‌های حساب ارائه می‌دهد. با این حال، استراتژی‌های معاملاتی مانند مارتینگل باید همیشه جدا از هر محصول منفعل یا متمرکز بر سود ارزیابی شوند زیرا شامل ریسک فعال بازار هستند.

مثال استراتژی معاملاتی مارتینگل

تصور کنید معامله‌گری معتقد است که اتریوم از یک منطقه حمایتی باز خواهد گشت. معامله‌گر یک موقعیت خرید باز می‌کند، اما ETH به سمت پایین حرکت می‌کند. به جای بستن معامله، معامله‌گر یک موقعیت خرید بزرگ‌تر در قیمت پایین‌تر باز می‌کند. اگر ETH بازگردد، میانگین قیمت ورود بهبود می‌یابد و معامله‌گر ممکن است سریع‌تر جبران کند.

اگر ETH به سقوط ادامه دهد، معامله‌گر اکنون یک موقعیت بازنده بزرگ‌تر را در اختیار دارد. این مبادله کلیدی است. مارتینگل می‌تواند میانگین قیمت ورود را کاهش دهد، اما همچنین حجم معامله را دقیقاً زمانی که بازار ایده معاملاتی اصلی را اشتباه ثابت می‌کند، افزایش می‌دهد.

معامله‌گران حرفه‌ای ممکن است به موقعیت‌ها اضافه کنند، اما معمولاً این کار را با یک فرضیه مشخص، سطح ابطال و حداکثر ریسک انجام می‌دهند. مارتینگل زمانی خطرناک می‌شود که به صورت مکانیکی و بدون نقطه‌ای که معامله‌گر بپذیرد که تنظیمات شکست خورده است، استفاده شود.

ریسک‌های اصلی استراتژی معاملاتی مارتینگل

بزرگترین ریسک، یک دوره باخت طولانی است. یک معامله‌گر ممکن است معتقد باشد که چندین باخت پشت سر هم بعید است، اما بازارها می‌توانند به شدت روند داشته باشند. در طول یک حرکت قوی، مارتینگل به افزایش حجم معامله در خلاف جهت روند ادامه می‌دهد.

ریسک دوم، اتمام سرمایه است. حتی اگر یک معامله‌گر نرخ برد بالایی داشته باشد، یک دنباله باخت طولانی می‌تواند بسیاری از بردهای کوچک را پاک کند. به همین دلیل است که سیستم‌های مارتینگل اغلب برای مدتی پایدار به نظر می‌رسند و سپس ناگهان شکست می‌خورند.

ریسک سوم، فشار احساسی است. با افزایش حجم معامله، هر تصمیم سخت‌تر می‌شود. معامله‌گران ممکن است سطوح حد ضرر را نادیده بگیرند، مارجین زیادی اضافه کنند، یا به دلیل اینکه احساس می‌کنند معامله بعدی باید همه چیز را جبران کند، به افزایش حجم ادامه دهند. این طرز فکر می‌تواند پرهزینه باشد.

استراتژی مارتینگل در مقابل استراتژی ضد مارتینگل

استراتژی ضد مارتینگل برعکس عمل می‌کند. به جای افزایش حجم معامله پس از باخت، حجم را پس از برد افزایش می‌دهد و پس از باخت کاهش می‌دهد. این رویکرد با منطق دنباله‌روی روند همسو است زیرا زمانی که معامله‌گر عملکرد خوبی دارد، ریسک را افزایش می‌دهد و زمانی که شرایط نامساعد است، عقب‌نشینی می‌کند.

مارتینگل سعی می‌کند با افزودن حجم معامله، ضعف را جبران کند. ضد مارتینگل سعی می‌کند با کنترل افت سرمایه، بر قدرت بنا کند. هیچ کدام از این روش‌ها سود را تضمین نمی‌کنند، اما ضد مارتینگل اغلب برای مبتدیان قابل مدیریت‌تر است زیرا به طور خودکار در طول دوره‌های باخت، حجم را افزایش نمی‌دهد.

آیا مارتینگل استراتژی خوبی برای مبتدیان است؟

مارتینگل معمولاً استراتژی خوبی برای مبتدیان نیست. این نیاز به درک قوی از احتمالات، مارجین، نوسانات و برنامه‌ریزی حداکثر ضرر دارد. اکثر معامله‌گران جدید بر معامله جبرانی تمرکز می‌کنند و سرعت رشد حجم موقعیت را دست کم می‌گیرند.

یک چارچوب عملی‌تر برای مبتدیان این است که ریسک ثابتی را برای هر معامله تعیین کنند، از حجم موقعیت‌های کوچک‌تر استفاده کنند، قبل از ورود سطوح حد ضرر را مشخص کنند و صرفاً به دلیل اینکه معامله قبلی بازنده بوده، حجم معامله را افزایش ندهند. جبران باید از انتخاب معاملات بهتر و کنترل ریسک انضباطی حاصل شود، نه از اجبار یک موقعیت بزرگ‌تر بعدی.

چگونه در صورت مطالعه مارتینگل، ایمن‌تر از آن استفاده کنیم

هیچ راه بدون ریسکی برای استفاده از مارتینگل وجود ندارد. معامله‌گرانی که آن را مطالعه می‌کنند باید قبل از اولین معامله، حداکثر تعداد افزودنی‌ها، حداکثر درصد ریسک حساب و یک سطح ابطال قطعی را تعیین کنند. بدون این محدودیت‌ها، این استراتژی می‌تواند به یک شرط‌بندی باز در برابر بازار تبدیل شود.

همچنین مهم است که از استفاده از اهرم بالا با مارتینگل اجتناب شود. ترکیب حجم موقعیت‌های بزرگ‌تر و اهرم می‌تواند ریسک لیکویید شدن را بسیار سریع‌تر از حد انتظار افزایش دهد.

حکم نهایی

استراتژی معاملاتی مارتینگل به راحتی قابل توضیح است اما استفاده ایمن از آن دشوار است. این استراتژی حجم موقعیت را پس از باخت افزایش می‌دهد تا با یک معامله برنده جبران کند. در بازارهای آرام و رنج‌بندی شده، ممکن است برای مدتی مؤثر به نظر برسد. در بازارهای رونددار یا پرنوسان، می‌تواند به سرعت ضررهای شدیدی ایجاد کند.

برای اکثر معامله‌گران، مارتینگل بهتر است به عنوان درسی در مورد تعیین حجم موقعیت و کنترل ریسک مطالعه شود تا به عنوان یک سیستم معاملاتی اصلی استفاده شود. ضعف اصلی این استراتژی ساده است: بازار می‌تواند نامطلوب‌تر از آن چیزی بماند که معامله‌گر بتواند سرمایه خود را حفظ کند.

سوالات متداول

استراتژی معاملاتی مارتینگل چیست؟

استراتژی معاملاتی مارتینگل یک روش تعیین حجم موقعیت است که در آن معامله‌گران پس از یک باخت، حجم معامله را افزایش می‌دهند تا با یک معامله برنده آینده، ضررهای قبلی را جبران کنند.

آیا مارتینگل در معاملات ارز دیجیتال کار می کند؟

مارتینگل می‌تواند به طور موقت در بازارهای ارز دیجیتال رنج‌بندی شده کار کند، اما پرخطر است زیرا قیمت ارزهای دیجیتال می‌تواند به شدت روند داشته باشد و قبل از بازگشت، ضررهای بزرگی ایجاد کند.

چرا مارتینگل پرخطر است؟

مارتینگل پرخطر است زیرا حجم موقعیت‌ها در طول دوره‌های باخت به سرعت افزایش می‌یابد. معامله‌گران ممکن است قبل از وقوع معامله برنده بعدی، سرمایه یا مارجین خود را از دست بدهند.

آیا مارتینگل برای مبتدیان خوب است؟

خیر. مبتدیان معمولاً باید از مارتینگل اجتناب کنند زیرا نیاز به کنترل ریسک پیشرفته دارد و در صورت استفاده با اهرم یا بدون محدودیت‌های سختگیرانه می‌تواند منجر به ضررهای بزرگ شود.

امن‌ترین راه استفاده از مارتینگل چیست؟

هیچ راه کاملاً امنی برای استفاده از مارتینگل وجود ندارد. معامله‌گرانی که آن را مطالعه می‌کنند باید محدودیت‌های سختگیرانه موقعیت را تعیین کنند، قوانین حد ضرر را مشخص کنند، از اهرم بالا اجتناب کنند و هرگز بیش از آنچه می‌توانند از دست بدهند، ریسک نکنند.

سلب مسئولیت

معامله‌گری ارزهای دیجیتال با ریسک قابل توجهی از زیان همراه است. قیمت‌ها بسیار نوسانی بوده و می‌توانند به سرعت تغییر کنند. یکپارچه‌سازی‌های پروتکل، کاربردهای توکن و جدول زمانی نقشه راه ممکن است تغییر کنند. این مقاله صرفاً برای اهداف اطلاعاتی است و توصیه سرمایه‌گذاری محسوب نمی‌شود. همیشه تحقیقات خود را انجام دهید (DYOR) و هرگز بیش از آنچه می‌توانید به طور کامل از دست بدهید، سرمایه‌گذاری نکنید.

تسلط بر بازار کریپتو

منابع تخصصی، آموزش‌ها و جدیدترین روندهای رمزارز را دریافت کنید. برای شروع معاملات خود ثبت‌نام کنید.