در دو سال گذشته، تقریباً هر چیزی که شامل هوش مصنوعی و ارزهای دیجیتال بوده است، تحت یک برچسب قرار گرفته است.
پروژهای توکنی را راهاندازی میکند، «هوش مصنوعی» را به وبسایت خود اضافه میکند و شروع به صحبت در مورد معاملات خودکار، مدلهای غیرمتمرکز یا امور مالی مبتنی بر ماشین میکند. در بسیاری از موارد، توکن قبل از وجود یک محصول کارآمد در حال معامله است. تا زمانی که مردم شروع به پرسیدن این سوال کنند که آیا فناوری واقعاً مفید است، بازار اغلب به روند بعدی منتقل شده است.
این نوع سفتهبازی هنوز هم بخشی از بازار است. اما در پشت آن، موارد استفاده عملیتر شروع به ظهور کردهاند.
عوامل هوش مصنوعی اکنون میتوانند کیف پولهایی با محدودیتهای از پیش تعیین شده را مدیریت کنند، برای خدمات دیجیتال پرداخت کنند، با قراردادهای هوشمند تعامل داشته باشند و هویتهای خود را در زنجیره بسازند. شبکههای محاسباتی غیرمتمرکز نیز برای پشتیبانی از بارهای کاری هوش مصنوعی در حال توسعه هستند، به ویژه در مناطقی که حریم خصوصی اهمیت دارد. در عین حال، توسعهدهندگان در حال ایجاد سیستمهایی هستند که به نرمافزار اجازه میدهد بدون مراجعه به بانکها یا ارائهدهندگان پرداخت سنتی، برای دادهها، دسترسی به API و منابع محاسباتی هزینه پرداخت کند.
بنابراین، تغییر بزرگتر صرفاً راهاندازی توکنهای بیشتر مرتبط با هوش مصنوعی نیست. این ظهور زیرساختی است که میتواند به نرمافزار اجازه دهد به تنهایی در اقتصاد دیجیتال شرکت کند.
چرا عوامل هوش مصنوعی به ارزهای دیجیتال نیاز دارند

عامل هوش مصنوعی نرمافزاری است که برای انجام وظایف به نمایندگی از کاربر یا برنامه دیگر طراحی شده است. این میتواند بازارها را نظارت کند، خدمات رزرو کند، دادهها را خریداری کند، داراییهای دیجیتال را مدیریت کند یا با عوامل دیگر هماهنگ شود.
سیستمهای پرداخت سنتی برای این نوع فعالیت طراحی نشدهاند.
یک عامل هوش مصنوعی نمیتواند به راحتی یک حساب بانکی باز کند، یک بررسی هویت را پشت سر بگذارد یا هر بار که نیاز به دسترسی به یک API دارد، اطلاعات کارت اعتباری را وارد کند. همچنین ممکن است نیاز به انجام صدها پرداخت کوچک در کشورهای مختلف، پلتفرمها و مناطق زمانی داشته باشد.
ارزهای دیجیتال برخی از این مشکلات را حل میکنند. یک کیف پول بلاکچین میتواند وجوه را دریافت کند، پرداختها را ارسال کند و بدون نیاز به رابطه بانکی سنتی با خدمات دیجیتال تعامل داشته باشد. استیبل کوینها به عوامل یک واحد پرداخت نسبتاً قابل پیشبینی میدهند، در حالی که قراردادهای هوشمند اجازه میدهند تراکنشها از قوانین از پیش تعریف شده پیروی کنند.
این بدان معنا نیست که هر عامل هوش مصنوعی به توکن خود نیاز دارد. در بسیاری از موارد، مفیدترین نقش برای ارزهای دیجیتال بسیار سادهتر است: به عامل یک کیف پول و راهی برای پرداخت میدهد.
پرداختهای ماشین به ماشین در حال واقعی شدن هستند
یکی از واضحترین پیشرفتها در این زمینه x402 است، یک پروتکل پرداخت باز که در ابتدا توسط Coinbase معرفی شد.
این پروتکل از کد وضعیت HTTP 402 «نیاز به پرداخت» استفاده میکند. هنگامی که یک عامل هوش مصنوعی درخواست دسترسی به یک سرویس پولی را میکند، سرویس میتواند با دستورالعملهای پرداخت پاسخ دهد. عامل با استفاده از یک دارایی دیجیتال پشتیبانی شده پرداخت میکند و بدون ایجاد حساب یا وارد کردن اطلاعات کارت، دسترسی دریافت میکند.
این موضوع فنی به نظر میرسد، اما ایده آن ساده است. تصور کنید عاملی که به دادههای بازار زنده نیاز دارد. به جای اشتراک در یک طرح ماهانه، میتواند هر بار که اطلاعاتی را درخواست میکند، چند سنت بپردازد. عامل دیگر ممکن است قدرت محاسباتی را برای چندین دقیقه اجاره کند، به پایگاه داده تحقیقاتی دسترسی بخرد یا برای استفاده از یک مدل هوش مصنوعی تخصصی هزینه کند.
در سال 2026، Coinbase و Amazon Web Services کار برای آوردن این نوع جریان پرداخت به زیرساخت اینترنت مورد استفاده ناشران و ارائهدهندگان برنامه را اعلام کردند. پیادهسازی اولیه بر پرداختهای USDC تمرکز دارد، اگرچه مفهوم گستردهتر به یک دارایی یا شبکه گره نخورده است.
این یکی از اولین نمونههای قانعکننده از چرایی اهمیت پرداختهای بلاکچین برای هوش مصنوعی است. این بر اساس سفتهبازی قیمت نیست. این یک مشکل هماهنگی واقعی بین نرمافزار و خدمات آنلاین را حل میکند.
پذیرش در مقیاس بزرگ هنوز نامشخص است، اما زیرساخت دیگر صرفاً نظری نیست.
عوامل هوش مصنوعی همچنین به هویت نیاز دارند
قبل از اینکه یک عامل به عامل دیگری پرداخت کند، باید راهی برای تعیین اینکه با چه کسی سروکار دارد، داشته باشد. آیا سرویس قانونی است؟ آیا ارائهدهنده قبلاً وظایف مشابهی را انجام داده است؟ آیا نتیجه قابل تأیید است؟
اینجاست که هویت در زنجیره و سیستمهای شهرت ممکن است مفید واقع شوند.
توسعهدهندگان اتریوم روی استانداردهایی کار کردهاند که به عوامل اجازه میدهد هویتها را ثبت کنند، بازخورد جمعآوری کنند و شواهدی ارائه دهند که وظایف خاصی به درستی انجام شدهاند. یک استاندارد نوظهور، ERC-8004، برای دادن هویتهای قابل حمل و سوابق شهرت به عوامل طراحی شده است که میتوانند در برنامههای مختلف کار کنند.
هدف این نیست که صرفاً به دلیل داشتن آدرس بلاکچین، یک عامل را قابل اعتماد اعلام کنیم. یک کیف پول کنترل یک حساب را اثبات میکند، اما شایستگی یا صداقت را اثبات نمیکند.
در عوض، ایده ایجاد یک تاریخچه عمومی است که سایر کاربران و عوامل بتوانند آن را بررسی کنند. با گذشت زمان، تراکنشهای موفق، بازخورد مشتری و تأیید شخص ثالث میتواند به تمایز عوامل مفید از نرمافزارهای ناشناس بدون سابقه کمک کند.
طراحی خوب این موضوع دشوار خواهد بود. شهرت قابل دستکاری است، حسابهای جعلی میتوانند به یکدیگر بازخورد دهند و عوامل با کیفیت پایین ممکن است همچنان معتبر به نظر برسند. با این حال، مشکل واقعی است. اگر انتظار میرود نرمافزار خودکار در یک اقتصاد باز شرکت کند، به بیش از یک آدرس کیف پول نیاز خواهد داشت.
دادن کیف پول به یک عامل، آن را هوشمند نمیکند

ابزارهای توسعهدهنده اتصال سیستمهای هوش مصنوعی به شبکههای بلاکچین را بسیار آسانتر کردهاند. پلتفرمهایی مانند Coinbase AgentKit به توسعهدهندگان اجازه میدهند کیف پولهایی برای عوامل ایجاد کنند و به آنها قابلیت انتقال داراییها، تبادل توکنها و تعامل با قراردادهای هوشمند را بدهند. این ابزارها میتوانند به چارچوبهای محبوب هوش مصنوعی متصل شوند و نیازی به ساخت از ابتدا نیست.
این یک بهبود فنی مهم است. همچنین به راحتی میتوان آن را اشتباه فهمید.
توانایی اجرای یک تراکنش به این معنی نیست که عامل میداند آیا آن تراکنش ایده خوبی است یا خیر.
یک عامل میتواند دستورالعملها را اشتباه بفهمد، به دادههای نادرست تکیه کند یا با یک قرارداد مخرب تعامل داشته باشد. یک مدل زبان ممکن است حتی زمانی که استدلال آن اشتباه است، توضیحی با اطمینان ارائه دهد. در یک چتبات معمولی، این میتواند منجر به یک پاسخ ضعیف شود. در یک کیف پول، میتواند منجر به از دست دادن وجوه شود.
به همین دلیل، معتبرترین سیستمها کنترل نامحدودی به هوش مصنوعی نمیدهند.
آنها از حسابهای هوشمند، محدودیتهای هزینه و مجوزهای قرارداد برای محدود کردن آنچه یک عامل میتواند انجام دهد استفاده میکنند. ممکن است به یک عامل اجازه داده شود تا هر روز تا سقف مبلغ مشخصی هزینه کند، فقط با برنامههای تأیید شده تعامل داشته باشد یا پرداختهای کوچک را بدون تأیید انجام دهد. تراکنشهای بزرگتر یا غیرمعمول همچنان ممکن است نیاز به امضای انسانی داشته باشند.
این احتمالاً مدل عملی برای آینده نزدیک خواهد بود: خودمختاری محدود به جای استقلال مالی کامل.
محاسبات غیرمتمرکز یک مورد اقتصادی واضحتر دارد
تقاضا برای قدرت محاسباتی هوش مصنوعی واقعی است.
آموزش و اجرای مدلهای بزرگ به سختافزار گرانقیمت، به ویژه GPUها نیاز دارد. این امر باعث ایجاد علاقه به شبکههایی شده است که توسعهدهندگان را با ارائهدهندگان مستقل منابع محاسباتی مرتبط میکنند.
پروژههایی مانند Akash به کاربران اجازه میدهند تا از طریق یک بازار باز قدرت محاسباتی را اجاره کنند. ارائهدهندگان سختافزار میتوانند ظرفیت بلااستفاده را ارائه دهند، در حالی که توسعهدهندگان برای منابع مصرفی خود هزینه میپردازند.
این دسته دارای مدل توکن قابل فهمتری نسبت به بسیاری از پروژههای عامل هوش مصنوعی است. یک سرویس واقعی در حال تبادل است: قدرت محاسباتی.
چالشهای اصلی عبارتند از قابلیت اطمینان، عملکرد و حریم خصوصی. کسبوکارها ممکن است تمایلی به ارسال دادههای محرمانه یا مدلهای اختصاصی به یک ارائهدهنده زیرساخت ناشناس نداشته باشند، حتی اگر قیمت جذاب باشد.
برای حل این مشکل، برخی از شبکههای محاسباتی غیرمتمرکز در حال آزمایش محاسبات محرمانه هستند. این سیستمها از محیطهای سختافزاری محافظت شده برای پنهان نگه داشتن دادهها و فعالیت مدل در حین پردازش بار کاری استفاده میکنند.
Akash پشتیبانی از محاسبات محرمانه را در سال 2026 معرفی کرد و به برخی از بار کاری اجازه داد تا در محیطهای اجرایی مورد اعتماد اجرا شوند. این فناوری ممکن است در نهایت زیرساخت غیرمتمرکز را برای برنامههای حساس شرکتی یا مالی مناسبتر کند.
این هنوز یک محصول اولیه است. در دسترس بودن سختافزار محدود است، سیستمهای تأیید هنوز در حال توسعه هستند و محاسبات محرمانه خطرات فنی خاص خود را به همراه دارد. با این حال، این یک استفاده ملموستر از بلاکچین نسبت به صرفاً اضافه کردن برچسب هوش مصنوعی به یک توکن است.
توکنهای هوش مصنوعی هنوز مشکل ارزش دارند
بازار توکنهای هوش مصنوعی همچنان یکی از پرنوسانترین مناطق ارزهای دیجیتال است. برخی پروژهها از توکنها برای پرداخت هزینه محاسبات، پاداش دادن به مشارکتکنندگان مدل یا هماهنگ کردن اعتبارسنجها استفاده میکنند. در این موارد، توکن ممکن است نقش ضروری در شبکه ایفا کند.
بسیاری دیگر برای توضیح اینکه چرا به یک توکن نیاز است، مشکل دارند.
یک محصول ممکن است دسترسی به یک ابزار هوش مصنوعی را فراهم کند، اما همین سرویس اغلب میتواند استیبل کوینها، پرداختهای اشتراک یا هزینههای استاندارد استفاده را بپذیرد. انتشار یک توکن جداگانه میتواند نقدینگی، نوسانات و نگرانیهای نظارتی اضافی ایجاد کند بدون اینکه محصول را بهبود بخشد.
یک آزمون مفید این است که توکن را به طور ذهنی از پروژه حذف کنید. آیا برنامه همچنان کار میکرد؟ آیا کاربران همچنان برای آن هزینه میپرداختند؟ آیا سرویس هوش مصنوعی همچنان ارزش ایجاد میکرد؟
اگر پاسخ مثبت است، توکن ممکن است بیشتر برای جمعآوری سرمایه و سفتهبازی اهمیت داشته باشد تا خود محصول.
این به طور خودکار توکن را بیارزش نمیکند. حاکمیت، انگیزهها و امنیت شبکه همگی میتوانند یک دارایی بومی را توجیه کنند. اما این عملکردها باید اثبات شوند نه اینکه فرض شوند.
یک عامل سودآور تضمین کننده یک توکن سودآور نیست
اشتباه رایج دیگر این است که عملکرد یک عامل هوش مصنوعی، خزانه آن و توکن آن را یکسان در نظر بگیریم.
یک عامل ممکن است درآمد ایجاد کند در حالی که توکن سقوط میکند زیرا توکنهای زیادی صادر میشود. خزانه پروژه ممکن است ارزش افزایش یابد در حالی که دارندگان عادی هیچ سودی دریافت نمیکنند. کیف پولهای اولیه ممکن است بیشتر سود را جذب کنند، در حالی که خریداران بعدی نقدینگی خروج را فراهم میکنند.
تحقیقات اخیر در مورد پروژههای ارز دیجیتال مرتبط با هوش مصنوعی، نگرانیهایی را در مورد این گسست ایجاد کرده است. برخی پروژهها سیستمهای معاملاتی خودکار را تبلیغ میکردند بدون اینکه شواهد کافی مبنی بر مستقل بودن واقعی سیستمها ارائه دهند. در موارد دیگر، کیف پولهای تحت کنترل پروژه به نظر میرسید که عملکرد خوبی دارند در حالی که دارندگان توکن متحمل ضررهای بزرگی شدند.
این اثبات نمیکند که هر پروژه عامل هوش مصنوعی گمراهکننده است. این نشان میدهد که چرا سرمایهگذاران نباید فرض کنند که یک محصول موفق به طور خودکار برای یک توکن ارزش ایجاد میکند.
رابطه باید روشن باشد. آیا درآمد به دارندگان توکن سرازیر میشود؟ آیا برای استفاده از سرویس به توکن نیاز است؟ آیا پاداشها پایدار هستند؟ چه کسی عرضه را کنترل میکند؟
بدون پاسخهای قانعکننده، یک محصول قوی و یک توکن ضعیف میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
بازار به سمت زیرساخت حرکت میکند
فاز اول ارزهای دیجیتال هوش مصنوعی تحت سلطه توکنها و روایتها بود. فاز بعدی به طور فزایندهای در مورد زیرساخت است.
عوامل به کیف پول، سیستمهای پرداخت و کنترلهای هزینه نیاز دارند. آنها به هویت و شهرت نیاز دارند. آنها به دسترسی به دادهها، محاسبات و خدمات آنلاین نیاز دارند. آنها همچنین به سیستمهای امنیتی نیاز دارند که در صورت بروز مشکل، خسارت را محدود کنند.
این قطعات اکنون در حال ساخته شدن هستند.
این بدان معنا نیست که عوامل هوش مصنوعی آماده مدیریت بازارهای مالی جهانی بدون نظارت انسانی هستند. اکثر سیستمهای خودکار محدود باقی میمانند و بسیاری از پروژهها همچنان آنچه را که محصولاتشان میتوانند انجام دهند، اغراق میکنند.
اما جهت روشنتر میشود.
ارزهای دیجیتال ممکن است هوش مصنوعی را هوشمندتر نکنند. کاری که میتوانند انجام دهند این است که یک لایه اقتصادی به نرمافزار بدهند: راهی برای مالکیت وجوه، پرداخت هزینه منابع و هماهنگی با افراد و ماشینهای دیگر.
نکات نهایی
ارزش بلندمدت هوش مصنوعی در ارزهای دیجیتال بعید است از اتصال هوش مصنوعی به هر توکن جدید ناشی شود.
به احتمال زیاد از تحولات آرامتر ناشی میشود: کیف پولی که از یک اشتباه پرهزینه جلوگیری میکند، عاملی که به طور خودکار برای دادهها هزینه میپردازد، یا بازاری محاسباتی که به توسعهدهندگان دسترسی به سختافزاری را میدهد که در غیر این صورت توانایی خرید آن را نداشتند.
پرداختها، هویت، امنیت و محاسبات کمتر از وعدههای امور مالی کاملاً خودکار هیجانانگیز هستند. همچنین بسیار به مفید بودن نزدیکتر هستند.
عوامل هوش مصنوعی در حال شروع به تعامل با شبکههای بلاکچین به روشهای عملی هستند، اما فناوری هنوز به مرزهایی نیاز دارد. مجوزهای کیف پول باید محدود شوند، ادعاهای عملکرد باید قابل تأیید باشند و توکنها باید هدف روشنی داشته باشند.
پروژههایی که باقی میمانند احتمالاً آنهایی نخواهند بود که از پر زرق و برقترین زبان استفاده میکنند. آنها کسانی خواهند بود که مشکلی را حل میکنند که کاربران مایل به پرداخت برای آن هستند.
کاربران میتوانند یک حساب Tapbit ایجاد کنند یا وارد Tapbit شوند تا بازارهای جهانی موجود و ابزارهای معاملاتی را کاوش کنند.
سوالات متداول
هوش مصنوعی در ارزهای دیجیتال به چه معناست؟
به استفاده از هوش مصنوعی در برنامههای بلاکچین، از جمله کیف پولها، ابزارهای معاملاتی، سیستمهای امنیتی، شبکههای محاسباتی و عوامل خودکار اشاره دارد.
عامل هوش مصنوعی چیست؟
عامل هوش مصنوعی نرمافزاری است که میتواند اطلاعات را تجزیه و تحلیل کرده و وظایفی را به نمایندگی از کاربر انجام دهد. در ارزهای دیجیتال، یک عامل ممکن است کیف پولها را نظارت کند، پرداختهای تأیید شده را انجام دهد یا با قراردادهای هوشمند تعامل داشته باشد.
چرا عوامل هوش مصنوعی از ارزهای دیجیتال استفاده میکنند؟
کیف پولهای ارز دیجیتال به عوامل اجازه میدهند تا پرداختهای دیجیتال جهانی را بدون اتکا به کارتهای اعتباری یا حسابهای بانکی سنتی انجام دهند. قراردادهای هوشمند همچنین میتوانند نحوه استفاده از وجوه را محدود کنند.

